کتاب پین بال، 1973 اثر هاروکی موراکامی

کتاب پین بال، 1973

Pinball, 1973

  • قیمت : ۱۴,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب پین بال، 1973 اثر هاروکی موراکامی

کتاب «پین بال، 1973»، رمانی نوشته ی هاروکی موراکامی است که اولین بار در سال 1980 به چاپ رسید. داستان این رمان، به علاقه ی کوتاه اما شدید راوی به پین بال، زندگی این شخصیت به عنوان مترجمی مستقل و تلاش های او برای رسیدنِ دوباره به یک دستگاه پین بال قدیمی و خاطره ساز می پردازد. راوی، زندگی در کنار خواهران دوقلویی را توصیف می کند که در صبح یک روز، به شکلی اسرارآمیز به خانه ی او می آیند و زندگی اش را تحت تأثیر قرار می دهند. او علاوه بر نقل این داستان، خاطرات خود درباره ی جنبش دانش آموزان ژاپنی و نامزد سابقش، نائوکو، را نیز مرور می کند. طرح داستانیِ کتاب «پین بال، 1973» بین روایتِ زندگی راوی و زندگی دوستش، موش صحرایی، در گذار است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی پین بال، 1973


ویژگی ها کتاب پین بال، 1973

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب پین بال، 1973
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-229-559-0
تعداد صفحه :156
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1980
سری چاپ :5
Title: پین بال، 1973 Author: Description: خرید کتاب پین بال، 1973 Pinball, 1973 نویسنده هاروکی موراکامی مترجم بهرنگ رجبی انتشارات نشر چشمه - ادبیات داستانی Format: Paperback Published By: نشر چشمه Language: Persian ISBN: 978-600-229-559-0 Pages: 156 Published: Edition: 5 https://www.iranketab.ir/book/1079-pinball-1973
Price: 14000
بیشتر بخوانید

9 دلیل برای به آغوش کشیدن رمان های هاروکی موراکامی

موراکامی تا به حال 30 کتاب نوشته، چندین و چند جایزه ی معتبر را از آن خود کرده و آثارش به 50 زبان مختلف ترجمه شده است. او را همچنین می توان محبوب ترین نویسنده ی حال حاضر دنیا برشمرد

نکوداشت های کتاب پین بال، 1973
Interesting.
جذاب.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

A fascinating insight into a great writer’s beginnings.
بینشی شگفت انگیز نسبت به دوران آغازین فعالیت نویسنده ای بزرگ.
Barnes & Noble

Powerful, unsettling, mature.
قدرتمند، مشوش کننده و کامل.
Chicago Tribune Chicago Tribune

بخش هایی از کتاب پین بال، 1973 (لذت متن)
آن قدر لذت می بردم از شنیدن قصه هایی درباره ی جاهای خیلی دور که دیگر بفهمی نفهمی شده بود مریضی. آن زمان ها، که الآن شیرین ده سالی ازش گذشته، می رفتم این ور و آن ور و از آدم ها می خواستم برایم تعریف کنند کجا دنیا آمده اند و بزرگ شده اند. حتما آن روزها حسابی شنونده ی خوب کم بوده، چون سراغ هر کی می رفتم، خیلی مشتاق و پرشور برایم حرف می زد.

دوروبر که پیچید دارم چه کار می کنم، دیگر حتی کم کم آدم هایی می آمدند پیشم که توی عمرم چشمم هم بهشان نیافتاده بود، فقط برای این که قصه هایشان را برایم تعریف کنند. درباره ی هر چیزی و همه چیز حرف می زدند، انگاری دارند توی چاهی خشک سنگشان را می اندازند، بعد هم خوشحال و راضی می گذاشتند می رفتند. بعضی قصه هایشان را سرخوش و سرحال تعریف می کردند و بعضی عصبانی. قصه هایی به نظرت روشن و سرراست می آمدند، قصه هایی دیگر سر تا ته بی معنی. قصه هایی می شنیدم حوصله سربر، قصه هایی اشک درآر، و قصه هایی مسخره و غریب. ولی من همیشه به آنچه باید می گفتند، با نهایت دقتی که ازم برمی آمد، گوش می دادم...

آدم ها موجودات ناجوری ان. خیلی ناجورتر از اونی که آدم فکر می کنه می دونه.