" بها " توی جنگل روی سنگی نشسته بود. ناگهان ببری از لای بوته ها بیرون آمد و می خواست او را بخورد. اما پسرک به جای اینکه فرار کند، داستانی برای ببر تعریف کرد. ببر هم با دقت گوش می داد و مرتب می گفت: چه خوب! چه بد! اما ببر نمی دانست در پایان داستان چه چیز بدی در انتظارش است! در این کتاب، می توانید داستان لاک پشت و میمون نادان را نیز به همراه تصاویر شاد و زیبا بخوانید.