بخش اول: بیست صفحه اول کتاب " دختر نخست وزیر " نوشته آقای آرش پورشعبان ( هاشمی نسب ) را تنها به دلیل شناختی که از نویسنده محترم و مادر گرامیشان سرکار خانم هاشمی نسب داشتم ، میخواندم . ولی به تدریج ورق برگشت و داستان را با لذت و وسواس دنبال کردم. روی هر خط، کلمه یا پاراگراف مکث میکردم، یادداشت برمیداشتم و درنهایت فکرمیکردم. نویسنده با صراحت، رعایت ادب گفتاری و اجتماعی داشتههای ذهنی خود را خلاقانه، با ظرافت و با دیدگاهی کاملا متفاوت ولی نزدیک به فهم خواننده به تصویر میکشد. به وجود آوردن نقش آفرینان خاص در این داستان، ابداع تشبیه ها، مثالها، استعاره هایی که پیش از این جایی متولد نشده بودند، واژگان گسترده نویسنده، شناسنامه دار شدن بسیاری از واژگان و جملات توسط قلم روان و توانمند ایشان، نگاه خلاقانه به مسائل ساده اطراف، برانگیختن حس پرسشگری مخاطب و به تامل واداشتن او، مثل هیچکس نبودن مطالب و در نهایت امضای ایشان برای خط به خط این نوشته بلند هفتصد صفحه ای هر خواننده ای را به تامل وامیدارد. خواننده نه تنها احساس غریبگی نمیکند، بلکه حسی آشنا در درونش میگوید که این همان است که باید باشد. خواننده با نقش آفرینان این داستان زندگی میکند، همراه آنها گرسنه میشود، درد میکشد ، عاشق میشود، شاد میشود، لبخند میزند، حس بد سکوت در موقعیت ترس را تجربه میکند، میپرستد و پرستیده میشود و درنهایت مبهوت میشود. او تخیل مخاطب را با بکارنبردن اسمهای خاص افراد و استفاده از عبارات " دختر نخست وزیر " ، " مرد لوله کش " ، " وزیر جنگ " و بسیاری دیگر ورزیده میکند. درنهایت این آرش پورشعبان است که کشتی خیالات خواننده را به ساحل میرساند. درست وقتی ذهنت مشغول موضوعی میشود که او میخواهد به طرز حیرت انگیزی وارد داستان میشود و ذهن خوانی میکند. جمله ای میگوید که درهمان لحظه خاص به آن فکر میکنید و لبخندی از شگفتی بر لبهای شما نقش میبندد.
بخش دوم: پی نوشتهای کتاب نه زیاد است و نه کم. کاملا کافیست. نه کم است که برای درک مطلب به جستجو در اینترنت بپردازید و این کار کم کم لذت خواندن را برایتان کم رنگ کند و نه زیاد است که ملال آور شود. هر چه داستان پیش میرود اطلاعات مفیدی با خواندن پی نوشتها بدست میآوریم. او با به چالش کشیدن روزمره ترین، سادهترین و طبیعیترین نیازهای سرکوب شده اجباری یک انسان معمولی داستان را جذاب میکند. او شخصیتهای معروف تاریخ را از دل تاریخ بیرون میکشد، به بازی میگیرد و به خواننده این فرصت را میدهد که بی هیچ تعصبی به جایی برسد که آرش میخواهد. از اقشار مختلف مردم در داستان او به نوعی نقش آفرینی میکنند. او انسانها را فقط سفید و سیاه نمیبیند. افراد را رنگی تصویر میکند با همه خوب و بدشان. از کسی بت نمیسازد و هاله مقدس نمیآفریند. نه تقدس میآفریند نه آن را میشکند. انسانها را با همه نقاط قوت و ضعفشان به تصویر میکشد، واقعی و دلنشین. تنها و تنها راه نوشتن خلاصه ای از کتاب، خواندن کل کتاب است. هیچ خطی از کتاب هویت خط ماقبل و بعد خود را فاش نمیکند. جملات مستقل، رازدار و مطیع دست توانمد و بی ادعای نویسنده اند. کتاب پیش رو از آن دست کتاب هایی نیست که با ولع پاسخ دادن به سوال " حالا چه میشود ؟ " یا " آخرش چه میشود ؟ " صد یا دویست صفحه از آن را در یک روز بخوانید و پیش بروید. هدف پایان نیست. همه لذت واقعی خواندن این کتاب در مسیر نهفته شده و آخر کتاب تنها بخشی لذت بخش از این مسیر است. در صفحات پایانی کتاب، دیگر این کتاب بود که مرا با خود به جلو میراند. جملهها و صفحه آخر کتاب را چند بار خواندم و تنها جمله ای که پس از پایان کتاب با خودم گفتم این بود : چقدر حیف، تمام شد! تا مدتی پس از پایان کتاب، رغبتی به مطالعه کتاب دیگری نداشتم و ذهنم در این ابرداستان گیر کرده بود. با احترام فاطمه پورجعفر
بعضی کتابها هستن که میتونن به عمق روحت نفوذ کنن میتونن دنیای جدیدی برات بسازن و مفاهیم تازه را برات روشن کنن مثل نوری توی دل تاریکی ، بعضی کتابها بلدن کجا را نشانه بگیرن دختر نخست وزیر قطعا یکی از همین کتاب هاست … کتابیه که هر فصلش نه بدون اغراق هر صفحه اش کلی چراغها را روشن میکنه و باز بدون اغراق از اون کتاب هایی که اینقدر پرکشش و جذابه که بعد از اتمام میگی باید دوباره از اول بخونم یا کاش اصلا نویسنده دوباره بنویسه ! امان از قلم نویسنده و تفکرش! قلمش که قطعا حسادت انگیزه و تفکرش بینهایت عمیقه و … من به شخصه خیلی خوشحالم این کتاب چند بار خوندم و هر بار بیشتر لذت بردم بیشتر یاد گرفتم بیشتر دلم خواست بخونم ولی باید یک توصیه هم کرد این کتاب فوق العاده قطعا به خواننده ای فوق العاده نیاز داره …
دختر نخست وزیر اگر از روی طرح جلد کتاب دختر نخست وزیر در مورد کتاب قضاوت کنید به بیراهه خواهید رسید .بله ممکن است کتاب را در رده رمانهای زرد رمانتیک شناسایی کنید ولی خوشبختانه چنین نیست .شما با اثری فانتزی و حرفه ای در فضای یکی از متفاوتترین رمانهای زبان فارسی قرار دارید .. شخصیتهای رمان نام ندارند و با عناوینی چون فیلسوف ،استاد دانشگاه ،وزیر فاضلاب ، و نخست وزیر و بمب گذار انتحاری و مرد زال و لوله کش... شناخته میشوند .رمان ، فضایی دارد که مشابه انیمیشن هایی است که برای بزرگسالان ساخته میشود.نویسنده طی 700صفحه شما را به هزار تویی از ماجراها با چاشنی طنز میکشاند و گاه خود در بخش هایی از رمان سرک میکشد و حتی عاشق یکی از شخصیتهای خود میشود . کتاب جملاتی دارد که تفکر را به چالش میکشد .با هم بخشی را در این رابطه میخوانیم: اگر به خودمان خوبتر نظر ،افکنیم میبینیم که مانند پنکه هایی هستیم که مدام میچرخیم و باد تولید میکنیم به خیال اینکه فصلها را تغییر خواهیم داد. خوب هم میدانیم که دیری نخواهد گذشت که این چرخش به پایان خواهد رسید و ما خاموش میشویم و حتی نسیمی از بادهایی که از گردیدن به دور خود ساخته ایم بر ما نخواهد وزید. ⚫ اگر فارسی زبان نباشی ،حافظ را در نخواهی یافت و اگر آلمانی زبان نباشی ،نیچه را .هر چیزی بودن ،چیزی دگر بودن را از ما دریغ میکند .جهان بسیار خسیس است و ما بسیار زیان کار . ⚫ آرش پور شعبان نویسنده ۴۴ساله با این رمان ،نگاهها را به خود جذب خواهد کرد .او پدیده ای غیر مترقبه در ادبیات است که قلمی خلاقانه و توانمند را در این اثر ارائه کرده است . پایان رمان شاعرانه و سرشار از خلاقیتی بدیع است.دختر نخست وزیر یکی از متفاوتترین رمانهای چند سال اخیر است .خواندن این اثر متفاوت را از دست ندهید .