لیلا جلینی متولد ۱۳۵۷ است. او فارغالتحصیل ادبیات نمایشی است.برخی از آثار او:
صفر مرزی، رمان، نشر امیرکبیرکتاب تنها نوشته خانم لیلا جلینی، روایت زندگی آدمهاییست که هریک به نوعی تنهایی را تجربه میکنند. راوی اصلی داستان لیلی است، دختری که به عنوان پرستار به مادر شهیدی آلزایمری خدمت میکند و از آنجا که درگیر افسردگی است، هر روز بیشتر در توهماتش فرو میرود. خانم صبا، خانم تیمسار، رهی، آرمان، حتی محترم خانم و میترا و پیرمرد همسایه هم به تنهایی دچارند و هرکدام برای گریز از آن در پی چاره، اما کدام تنهاییست که بدون عشق درمان شود و کو عشق؟ لیلی اما دختر جوان و زیباییست که وقتی عشق را در زندگی واقعی نمیبیند، در درون به جستجوی آن میرود و آن را میزاید، هرچند بیمار و ناقص... داستان در اصل دو روایت را در کنار هم پیش میبرد، یکی زندگی آشفته و کابوسوار لیلی و دیگری زندگی رهی، پسر بیماری که از آمریکا به وطن برگشته، در جستجوی درمان. هردوی این تنها در پی درمانند، اما اساس خواستهشان بر آب است و تحمل رنجها آنها را به رستگاری نمیرساند... از نظر فرم و تکنیک، تنها روایت خوشتراشیست و از آنجا که خانم جلینی خود مدرس داستان است، عناصر داستاننویسی را بهجا و درست در روایتش نشانده. داستان از زبان لیلی و دانای کل روایت میشود و خوشخوان است. نویسنده برای روایت، فرم دایرهای را به کار گرفته، با کمک روانشناسی شخصیتها را به خوبی پرداخته، مخاطب را وارد بازی آنها کرده و آخر داستان هم او را به فکر وا میدارد و مگر ما، جز این از یک داستان خوب چه انتظاری داریم؟ هنگام خواندن تنها، میتوان با تکتک شخصیتها همذاتپنداری کرد، هرچند بعضی را بیشتر دوست داریم و درک بعضی برایمان سختتر است. تنها روایت مدرنی است که موجودیتش را به دنیای قدیم پیوند زده و انگار حسرت آرامش آن روزگار به دلش مانده، هرچند خود اعتراف میکند که آن زمان هم دنیا چندان بر وفق مراد نبوده. «تنها» داستان امروز ایران، حتی جهان است؛ جهانی که دلش را خوش کرده به شبکههای اجتماعی و کمکم ارتباطات انسانی فراموشش شده و همین عامل تنهاییست، تنهایی انسان مدرن، در قالبی مدرن و فریبنده.