«کفش قرمزی» جلد یازدهم از مجموعه «دنیای شیرین قصهها» است. کتابها این مجموعه ترجمهی مشهورترین قصههای کودک جهان است که شاگا هیراتا نویسنده مشهور ژاپنی، آنها را برای کودکان با زبانی ساده و تصاویری رنگی و زیبا روایت میکند. این کتابها مناسب گروه سنی ب و ج است. شاهکارهای ادبی هرگز تکراری نمیشوند. با هر بار خواندن دوباره آفریده میشوند و خواننده را با خود به دنیایی خیالانگیز و جادویی میبرند، «کفش قرمزی» نیز از این دست داستانهاست که تاکنون به شکلهای مختلفی روایت شده و اقتباسها متعددی به شکل فیلم سینمایی، انیمیشن و تئاتر از آن صورت گرفته است. «کفش قرمزی» یکی از داستانهای شاعر و نویسندهی مشهور دانمارکی هانس کریستیان آندرسن است که نخستین بار در سال 1845 منتشر شده است. دخترک زیبا ولی فقیری به نام کارن در دهکدهای زندگی میکند. او آنقدر فقیر است که تابستانها پابرهنه راه میرود و زمستانها کفشی چوبی به پا میکند. روزی پینهدوزی پیر برای دخترک کفشهایی کوچک، اما زمخت از پارچهی قرمز درست میکند. روزی که کارن میخواهد کفشهایش را بپوشد، مادرش میمیرد و او چون کفش دیگری ندارد همانها را به پا میکند و به دنبال تابوت مادرش به راه میافتد. در راه بانوی پیری که سوار بر کالسکهی بزرگی است او را میبیند و سرپرستی دختر را میپذیرد. کارن فکر میکند این حتما به خاطر کفشهای قرمزش بوده، اما خانم مسن میگوید آن کفشها خیلی زشت هستند و دستور میدهد، آنها را بسوزاند. سپس لباسی آراسته بر تن کارن میکند. مدتی بعد کارن یک جفت کفش قرمز زیبا و براق میبیند که برای دختر کنتی دوخته شده ولی به پایش نخورده است. کفش اندازه پای کارن است و بانوی مسن به دلیل ضعف بینایی نمیتواند رنگ کفش را تشخیص بدهد و آن را برای کارن میخرد. کارن کفش را میپوشد و به کلیسا میرود، اما تمام فکرش متوجه کفش است و چیزی از سخنان کشیش را نمیشنود. مادرخواندهاش میفهمد که کفشها قرمز هستند و به کارن میگوید درست نیست که آنها را در کلیسا بپوشد، اما کارن باز با همان کفشها به کلیسا میرود. کنار کلیسا سرباز پیری با ریشی بلند و قرمز ایستاده است. او به کارن میگوید چه کفشهای زیبایی برای رقصیدن دارد و از کفشها میخواهد هرگاه به رقص درآمدند از رقصیدن بازنایستند. در طول مراسم باز تمام حواس کارن به کفشهایش است و فراموش میکند دعای مخصوص را بخواند. پس از پایان مراسم دلش میخواهد کمی برقصد. اما همین که شروع به رقص میکند، کنترل پاهایش در اختیار کفشهایش قرار میگیرند و تا آنها را درنیاورد پاهایش آرام نمیگیرند و... «کفش قرمزی» داستانی جالب و خواندنی است که کودکان از جهان جادویی و خیالانگیز آن لذت میبرند.
درباره شاگا هیراتا
شاگا هیراتا (Shogo Hirata) نویسنده ژاپنی است.