1. خانه
  2. /
  3. کتاب بند انگشتی

کتاب بندانگشتی

نویسنده: شاگا هیراتا
2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
3 از 1 رأی

کتاب بندانگشتی

قصه های شیرین جهان 43
Thumbelina
انتشارات: قدیانی
٪15
90000
76500
3.8 از 1 رأی

کتاب بند انگشتی

دنیای شیرین قصه ها 7
The Sweet World Of Stories 7
انتشارات: سایه گستر
ناموجود
15000
معرفی کتاب بند انگشتی
«بندانگشتی» جلد هفتم از مجموعه‌ی «دنیای شیرین قصه‌ها» است. کتاب‌ها این مجموعه ترجمه‌ی مشهورترین قصه‌های کودک جهان است که شاگا هیراتا نویسنده مشهور ژاپنی، آن‌ها را برای کودکان با زبانی ساده و تصاویری رنگی و زیبا روایت می‌کند. این کتاب‌ها مناسب گروه سنی ب و ج است.
شاهکارهای ادبی هرگز تکراری نمی‌شوند. با هر بار خواندن دوباره آفریده می‌شوند و خواننده را با خود به دنیایی خیال‌انگیز و جادویی می‌برند، بندانگشتی نیز از این دست داستان‌هاست که تاکنون به شکل‌های مختلفی روایت شده و اقتباس‌ها متعددی به شکل فیلم سینمایی، انیمیشن و تئاتر از آن صورت گرفته است.
بندانگشتی داستانی نوشته‌ی هانس کریستیان اندرسن است که برای اولین بار در سال ۱۸۳۵ در کپنهاگ، دانمارک منتشر شده است. زنی مهربان و خوش‌قلب تنها زندگی می‌کند و همیشه آرزو دارد که بچه‌ای داشته باشد. پیرزن همسایه تخم گلی به او می‌دهد. زن دانه‌ را می‌کارد، دانه جوانه می‌زند و رشد می‌کند و بزرگ می‌شود و یک عالمه گل می‌دهد. داخل یکی از گل‌ها، دختر کوچولویی ایستاده است. زن با خوشحالی دختر کوچولو را بغل می‌کند و به خانه‌اش می‌برد. دختر خیلی کوچولو است و زن اسم او را بندانگشتی می‌گذارد. زن از دختر بند انگشتی نگهداری می‌کند. یک روز بند انگشتی کنار رودخانه‌ نشسته است و برای این‌که حوصله‌اش سر نرود، روی گلبرگ‌های گل نیلوفر می‌پرد و بازی می‌کند که یک‌دفعه می‌فهمد، برگ دارد، حرکت می‌کند و او را از خانه دور می‌کند. بندانگشتی هرچه تلاش می‌کند، نمی‌تواند برگ را نگه دارد و نمی‌داند باید چه کار کند. برگ همین‌طور می‌رود و می‌رود و می‌رود تا به وسط جنگل می‌رسد. یک قورباغه‌ی مهربان صدای بند انگشتی را می‌شنود و زود می‌آید و او را پشت خودش سوار می‌کند و به خشکی می‌برد. بندانگشتی حالا وسط جنگل تک و تنهاست و هیچ‌جا را نمی‌شناسد. هیچ‌چیز هم ندارد که بخورد. با پاهای کوچولو راه می‌افتد تا بلکه بتواند خانه‌اش را پیدا کند. اما نمی‌تواند. او تمام تابستان و پاییز توی جنگل است و هرچه می‌رود به خانه‌ی خودشان نمی‌رسد. هوا دارد کم‌کم سرد می‌شود. بندانگشتی، دانه‌ی گل‎ها و گیاهان می‌خورد تا گرسنه نماند. از برگ گل‌ها هم دور خودش می‌پیچد تا گرم شود ولی فایده ندارد. یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شود می‌یبیند که...
«بندانگشتی» داستانی خواندنی است که کودکان از خواندن آن لذت می‌برند و همراه بندانگشتی به سفری جادویی و شگفت‌انگیز می‌روند.
درباره شاگا هیراتا
درباره شاگا هیراتا
ش‍اگ‍ا ه‍ی‍رات‍ا (Shogo Hirata) نویسنده ژاپنی است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب بند انگشتی" ثبت می‌کند