«شنلقرمزی» جلد پانزدهم از مجموعه «دنیای شیرین قصهها» است. کتابها این مجموعه ترجمهی مشهورترین قصههای کودک جهان است که شاگا هیراتا نویسنده مشهور ژاپنی، آنها را خلاصه و تصویرگری کرده است. این کتابها مناسب گروه سنی ب و ج است. شاهکارهای ادبی هرگز تکراری نمیشوند. با هر بار خواندن دوباره آفریده میشوند و خواننده را با خود به دنیایی خیالانگیز و جادویی میبرند، شنل قرمزی نیز از این دست داستانهاست که تاکنون به شکلهای مختلفی روایت شده و اقتباسها متعددی به شکل فیلم سینمایی، انیمیشن و تئاتر از آن صورت گرفته است. «شنل قرمزی» داستان دختر کوچکی است که میفهمد مادربزرگش مریض است. او راه میافتد تا به سراغش برود اما بین راه یک گرگ متوجه او میشود. گرگ حالا هم او و هم مادربزرگش را میخواهد. شنلقرمزی یکی از مشهورترین افسانههای عامیانهی اروپایی است که در طی قرون، به دست نویسندگان متعددی بازنویسی شده است. در این داستان، دخترکی با شنل قرمز به خانهی مادربزرگ خود میرود اما در راه با گرگی مواجه میشود که سعی در فریب او دارد. این قصه را شارل پرو نویسندهی فرانسوی در قرن هفدهم نوشته است. در روایت پرو در پایان قصه گرگ شنلقرمزی و مادربزرگش را میخورد تا درس عبرتی باشد برای کسانی که با سادهدلی حرفهای گرگ را باور میکنند. در قرن نوزدهم برادران گریم قصه را بازنویسی کردند و پایان قصه را با ورود هیزمشکن به صحنه و نجات دادن شنلقرمزی و مادربزرگش از شکم گرگ تغییر دادند. این داستان یکی از نمادینترین افسانههای کودکانه در فرهنگ غرب بهشمار میرود. شنلقرمزی از جنگل میگذرد تا برای مادربزرگ مریضش غذا ببرد. مادر شنلقرمزی با تأکید به او گفته که یکراست به خانهی مادربزرگ برود و به حرف غریبهها گوش نکند. گرگ بدجنس و بزرگی هوس میکند دخترک و غذای داخل سبد او را بخورد. او شنلقرمزی را تعقیب میکند، گاه پشت درختان و بوتهها و تپهها قایم میشود و گاه درون چالهها. در نهایت گرگ به شنلقرمزی نزدیک میشود و دخترک از روی خامی مقصدش را به گرگ لو میدهد. گرگ به دخترک پیشنهاد میدهد که چند گل بچیند و برای مادربزرگش ببرد. دخترک به حرف گرگ گوش میدهد و از مسیرش خارج میشود. در این فاصله گرگ به خانهی مادربزرگ میرود و وانمود میکند که شنلقرمزی است. مادربزرگ فریب میخورد و در را به روی گرگ باز میکند. گرگ مادربزرگ شنل قرمزی را میخورد و بعد لباس خواب مادربزرگ را میپوشد و منتظر دخترک در تخت دراز میکشد. شنلقرمزی به خانهی مادربزرگ میرسد و متوجه میشود که قیافهی مادربزرگش عوض شده است و... «شنل قرمزی» داستانی جذاب است که در طی قرنها به شکلهای مختلف روایت شده است و همچنان نیز کودکان از آن لذت میبرند.
درباره شاگا هیراتا
شاگا هیراتا (Shogo Hirata) نویسنده ژاپنی است.
عالی بود ممنون از نویسندگان من چتد کتاب از نویسندهی محمد میرکیانی خواندم و لذت بردم واقعا دست نویسندگان درد نکند ایرانی و مخصوص کودکان و بزرگسالان و نابینایان نوشته شده است واقعا دست همهی نویسندگان و مخصوصا نویسندهی عزیز محمد میرکیانی دردنکند