آبان ماه سال1362بود.یکی از دوستانمان به نام عین الله زروندی که در فروردین ماه همان سال به همراه خانواده اش به کردستان اعزام شده بود برای مرخصی به نیشابور برگشته بود.یک روز که برای دیدار همکاران به سپاه آمده بود از موضوع رفتن ما به کردستان مطلع شد.
دفاعی که مقدس بود ، روزهایی که نامقدس شد
خیلی کتاب عالی بود ، من یاد گرفتم که همیشه یادم باشه بع کیا مدیونیم ، کیا رفتن که ما خوب زندگی کنیم ، افسوس که اونا رفتن و ما موندیم
با سلام و خسته نباشی کتاب بسیار عالی و یاد آور دوران دفاع مقدس بود با تشکر
سلام .عالی بود وپرمحتوا
سلام.عالی بودوپر محتوا ویاد آوری شده ازواقعیتهای دورا ن جنگ که در بعضی از مناطق جنگی رزمنده گان با خانواده در آنجا حضور داشتند.وچه مشکلاتی را تحمل کردند .وگمنام و گمنام ماندند