در اولین روز اردیبهشت سال ۱۳۱۶ بود که تعدادی از ماموران ویژه اعزامی از پایتخت به صورت محرمانه وارد شهربانی ملایر شدند که در بین آنها فردی غیر نظامی و میان سال که به نظر می رسید از قشر مرفهین و صاحب منصبان مملکتی باشد، با چهره ای تکیده و غمگین دیده می شد، پاسبانان و ماموران حاضر با یکدیگر زمزمه می کردند که حاکی از تعجب آنها بود، چراکه دلیل محکومیت و حبس این فرد به ظاهر سرشناس مشخص نبود.ماموران حامل نامه محرمانه ای بودند که از اهمیت بسزایی برخوردار بود، لاجرم پس از تحویل نامه و سفارشات لازم که به صورت خصوصی و در اتاقی دربسته به "یاور جهانگیر تیموری" رئیس وقت شهربانی ملایر شد، فرد مورد نظر را تحویل و ملایر را به مقصد تهران ترک کردند. نامه مورد نظر توسط "سرپاس مختاری" رئیس کل شهربانی کشور خطاب به شهربانی ملایر اینگونه نوشته شده بود: "عبدالحسین دیبا" از زندان مرکزی تحت الحفظ به زندان ملایر انتقال داده می شود، مشارالیه باید در زندان منفردی توقیف و حتی با زندانبان آنجا تماس نداشته باشد، ماموران مخصوص طرف اطمینان برای مراقبت او در زندان بگمارید و نهایت مواظبت را کنید که به هیچ وجه مکاتبه با خارج نداشته و پیغام به خارج ندهد و از انتقال مشارالیه به آنجا کسی حتی ماموران دولت هم نباید اطلاع پیدا کنند و هر کسی از شما سوال کرد، تکذیب کنید و در مراقبت او غفلت نورزید که موجب مسئولیت شدید خواهد بود.