کتاب «اخلاق محبوب» گویی پرده چهارم آن نمایش باشکوه نظام فکری است؛ نمایشی که «رنگ تفکر» نخستین چراغش را در تاریکی ذهن افروخت، «نگاره عالی» پرده از سیمای یک حقیقت برداشت و «پگاه آزادی» پنجرهای به سپیده گشود؛ سپیده رهایی، سپیده انتخاب، سپیده مسئولیت. اکنون، نوبت اندیشه است که از قصر ذهن فرود آید و بر صحنه زندگی ظاهر شود؛ با جامهای که نامش اخلاق است.
اخلاق، نغمهایست که نخست در خلوت جان شنیده میشود و آنگاه در رفتار انسان طنین میاندازد. انسان اخلاقی، از ترس داوری جهان نیک نمیشود؛ از آن رو نیک میشود که دلش با رنج دیگری بیگانه نمانده است.
و اینجاست که راز این چهار پرده آشکار میشود: تفکر، چشم میگشاید؛ معرفت، راه مینماید؛ آزادی، در را میگشاید؛ و اخلاق، انسان را به راه میفرستد.
چه سود اگر حقیقت را بدانیم و دروغ بگوییم؟ چه سود اگر آزاد باشیم و دیگری را به بند کشیم؟ چه سود اگر جهان را بفهمیم و دل انسانی را نشناسیم؟
«اخلاق محبوب» پاسخ همین پرسشهاست؛ آن دم که دانستن، زیستن میشود، آزادی، مسئولیت میشود و اندیشه، محبت.