کار روزمرهی کلویی با بریدههای روزنامه میگذرد. او در بایگانی یک روزنامه کار میکند و عادت دارد زندگی آدمها را از پشت میزش، لابهلای خبرها و تیترهای قدیمی دنبال کند. «دغلباز» نخستین رمان آنا وارتون است؛ نویسندهای که بیش از بیست سال در روزنامهنگاری چاپی و رسانهای کار کرده و برای نشریاتی مانند تایمز و گاردین نوشته است. این کتاب تریلری است با تعلیقی آرام و پیشرونده که دور تنهایی، وسواس و دروغهایی میچرخد که آدمها برای تاب آوردن زندگی به خودشان میگویند. کلویی از مادربزرگش مراقبت میکند و زندگیاش آرام و کمرفتوآمد است، اما یک پروندهی قدیمی رهایش نمیکند: ماجرای دختری به نام آنجی کایل که حدود بیستوپنج سال پیش در کودکی ناپدید شده و همسن خود کلویی است. والدین آنجی هنوز امیدشان را از دست ندادهاند و همین پایداری، توجه کلویی را به خود میکشد. وقتی مادربزرگ به مرکز مراقبت منتقل میشود و کلویی در آستانهی بیخانمانی قرار میگیرد، آگهیای میبیند که تصمیمش را تغییر میدهد: این زوج برای اتاقی در خانهشان مستأجر میخواهند. او پیشنهاد را میپذیرد و به خانهای میرود که تا آن روز فقط از لابهلای بریدههای روزنامه میشناخت. از همینجا قصه بیشتر در محدودهی همان خانه پیش میرود. کلویی به آدمهایی نزدیک میشود که سالها در انتظار دخترشان زندگی کردهاند و کمکم معلوم میشود این زوج همانقدر که به نظر میرسند ساده نیستند. گویی رمان میپرسد نزدیک شدن به زندگی دیگران تا کجا میتواند ادامه پیدا کند و چه زمانی کنجکاوی از مرز میگذرد. جملهی آغازین معرفی ناشر که میگوید خانواده را نمیشود انتخاب کرد، پرسشی هم دربارهی نیاز به تعلق در دل این داستان میگذارد. کلویی تنهاست و به جایی برای ماندن احتیاج دارد و همین باعث میشود حقیقتجویی و نیاز شخصیاش در هم گره بخورند. اگر از تریلرهایی خوشتان میآید که بهجای تعقیب و گریز، روی رابطهی آدمها و فاصلهی میان مراقبت و وسواس تکیه میکنند، «دغلباز» در همین دسته جا میگیرد.
درباره آنا وارتون
آنا وارتون بیش از بیست سال است که روزنامه نگار چاپی و پخش کننده بوده و برای روزنامه هایی از جمله تایمز، گاردین، مجله ساندی تایمز، گرازیا و رد می نویسد.The Imposter اولین رمان او است.