«اساسینز کرید: اودیسه» نوشته گوردون دوهرتی، رمانی است که در سال ۲۰۱۸ و همزمان با انتشار بازی مشهور شرکت یوبیسافت منتشر شد. این اثر را باید در مرز میان رمان تاریخی، فانتزی حماسی و ادبیات اقتباسی قرار داد؛ کتابی که از دل یک بازی ویدیویی بیرون آمده، اما تلاش میکند هویتی مستقل هم داشته باشد. اهمیت این رمان فقط در اقتباسی بودنش نیست، بلکه در این است که یک خط روایی رسمی و مشخص برای جهان بازی تثبیت میکند. جایی که خود بازی به مخاطب حق انتخاب میان شخصیتها و مسیرها میداد، رمان ناچار است یک روایت قطعی را برگزیند و همین انتخاب، جایگاه آن را در میان طرفداران مجموعه مهم میکند. ایده مرکزی کتاب بر تنش میان سرنوشت و اراده آزاد بنا شده است. در دل جهانی که پیشگویی، خون، قدرت و جنگ بر آن سایه انداخته، شخصیت اصلی باید تصمیم بگیرد که آیا اسیر گذشته و طرح دیگران خواهد ماند یا میتواند مسیر خودش را بسازد. رمان در عین حال درباره هویت نیز هست؛ درباره انسانی که از خانوادهاش جدا شده، گذشتهاش از او گرفته شده و حالا باید در میانه جنگ و توطئه، دوباره خودش را تعریف کند. در پس این لایه شخصی، کتاب تصویری از این هم ارائه میدهد که چگونه فرقهها و نیروهای پنهان میتوانند با سوءاستفاده از مذهب، ترس و بحران سیاسی، تاریخ را به نفع خود شکل دهند. داستان، برخلاف بازی که امکان انتخاب میان الکسیوس و کاساندرا را فراهم میکرد، بهطور رسمی کاساندرا را به عنوان قهرمان اصلی معرفی میکند. او نواده لئونیداس است و از کودکی با زخمی عمیق از طرد و خشونت زندگی کرده است. در پی یک پیشگویی شوم، از کوه تایگتوس به پایین پرتاب میشود و از خانواده و سرزمینش جدا میافتد. سالها بعد، او به مزدوری سرسخت در جزیره کفالونیا تبدیل شده؛ زنی که هم زخمخورده است و هم یاد گرفته برای بقا بجنگد. نقطه عطف اصلی زمانی شکل میگیرد که مأموریتی او را به رویارویی با «گرگ اسپارتا» میکشاند و همین برخورد، زنجیرهای از کشفها را آغاز میکند که پای او را به جنگ پلوپونزی و توطئهای بزرگتر باز میکند. کاساندرا در جریان جستوجویش درمییابد که فرقهای مخفی به نام فرقه کیهان در حال هدایت بحرانها و طولانیکردن جنگ است. در همین مسیر، حقیقت تلخ دیگری هم آشکار میشود: برادرش الکسیوس زنده است، اما به ابزاری مرگبار در دست همان فرقه بدل شده است. از اینجا به بعد، رمان به سفر کاساندرا برای نابودی فرقه، یافتن مادرش و نجات یا مواجهه نهایی با برادرش شکل میدهد. از مهمترین نقاط قوت کتاب، انسجام روایی آن است. داستانی که در بازی بسیار گسترده، شاخهشاخه و وابسته به انتخاب مخاطب بود، در اینجا به روایتی خطی و متمرکز تبدیل شده است. این تمرکز باعث میشود درام خانوادگی و کشمکش درونی کاساندرا پررنگتر و ملموستر شود. فضاسازی یونان باستان هم از دیگر امتیازهای اثر است؛ نویسنده توانسته فضای جنگ، دریا، شهرها و بیرحمی سیاست را زنده و دیدنی ترسیم کند. با این حال، محدودیت کتاب هم دقیقا از ماهیت اقتباسی آن میآید. بخشی از جذابیت بازی در انتخاب و عاملیت مخاطب بود، اما رمان فقط یک مسیر را ارائه میدهد. همچنین برخی مواجهههای مهم، بهخصوص در نیمه پایانی، کمی شتابزده پیش میروند و بعضی شخصیتهای تاریخی که میتوانستند حضور اثرگذارتری داشته باشند، در حاشیه میمانند. در مجموع، «اساسینز کرید: اودیسه» اقتباسی موفق است که توانسته جوهره حماسی و احساسی بازی را در قالب رمان حفظ کند. این کتاب بیش از آنکه صرفا بازگویی وقایع بازی باشد، بر زخمهای خانوادگی، جستوجوی هویت و بهای انتخاب تمرکز دارد. برای طرفداران این جهان، اثری مهم و مکمل است و برای خوانندهای که صرفا به یک ماجرای تاریخی-فانتزی پرتنش علاقه دارد هم میتواند تجربهای جذاب و روان باشد.
درباره گوردون دوهرتی
گوردون دوهرتی یک رماننویس تاریخی اسکاتلندی است که آثارش عمدتاً بر دوران باستان کلاسیک متمرکز است.