1. خانه
  2. /
  3. کتاب عقل به روایت کانت

کتاب عقل به روایت کانت

نویسنده: گرت ویلیامز
3.8 از 1 رأی

کتاب عقل به روایت کانت

دانشنامه فلسفه استنفورد
Kant's Account of reason
انتشارات: ققنوس
124800
معرفی کتاب عقل به روایت کانت
ایمانوئل کانت در مرکز یکی از مهم‌ترین بازاندیشی‌های تاریخ فلسفه درباره‌ی «عقل» قرار دارد و متن «عقل به روایت کانت» نوشته‌ی گرت دیوید ویلیامز که به‌عنوان مدخلی در دایره‌المعارف فلسفه استنفورد منتشر شده، کوششی فشرده اما دقیق برای روشن‌کردن همین مفهوم بنیادین است. هرچند این اثر یک کتاب مستقل به معنای سنتی نیست، اما از حیث انسجام تحلیلی و دامنه‌ی مفهومی، کارکردی شبیه به یک تک‌نگاری تخصصی دارد و برای دانشجویان و پژوهشگران فلسفه مدرن، متنی مرجع به‌شمار می‌آید. ویلیامز بحث خود را با قرار دادن پروژه‌ی کانت در بستر منازعه‌ی کلاسیک میان عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی آغاز می‌کند. از یک‌سو، فیلسوفان عقل‌گرا بر این باور بودند که عقل می‌تواند مستقل از تجربه، به حقایق بنیادین درباره‌ی جهان، خدا یا نفس دست یابد؛ از سوی دیگر، تجربه‌گرایانی چون هیوم، عقل را در حوزه‌ی اخلاق و انگیزش انسانی ناتوان می‌دانستند. کانت در مواجهه با هر دو سنت، راه سومی می‌گشاید: او در نقد عقل محض نشان می‌دهد که عقل نظری، هرگاه بخواهد فراتر از تجربه‌ی ممکن گام بردارد، گرفتار تناقض‌ها و وهم‌های متافیزیکی می‌شود؛ اما این محدودسازی به معنای تضعیف عقل نیست، بلکه شرط استفاده‌ی مشروع از آن است. نقطه‌ی کانونی تفسیر ویلیامز، دوگانه‌ی عقل نظری و عقل عملی است. عقل نظری وظیفه‌ی سازمان‌دهی تجربه و امکان‌پذیر کردن شناخت علمی را دارد، اما حق ندارد درباره‌ی امور متافیزیکی فراتجربی داوری اثباتی کند. در مقابل، عقل عملی جایگاهی تعیین‌کننده در فلسفه‌ی اخلاق کانت می‌یابد. این عقل است که اصول هنجاری را صورت‌بندی می‌کند و از دل آن، مفاهیمی چون وظیفه، خودمختاری و امر مطلق پدیدار می‌شوند. ویلیامز با دقت نشان می‌دهد که چگونه کانت، برخلاف هیوم، عقل را نه صرفا ابزاری محاسبه‌گر، بلکه منبع الزام اخلاقی می‌داند. یکی از مضامین محوری متن، «نقد» به‌مثابه روش است. عقل در نظام کانتی، باید پیش از هر چیز خود را نقد کند: حدودش را بشناسد، مدعیات نامشروع را کنار بگذارد و تنها در قلمروهایی عمل کند که صلاحیت دارد. این خودنقادگری، هم مانع متافیزیک‌های جزمی می‌شود و هم امکان اخلاقی‌بودن را حفظ می‌کند. به بیان دیگر، عقل کانتی نه همه‌توان است و نه بی‌اثر؛ نیرویی است هنجاری که هم شناخت را سامان می‌دهد و هم کنش اخلاقی را ممکن می‌سازد. ویلیامز همچنین بر پیوند عقل و آزادی تأکید می‌کند. آزادی در فلسفه‌ی کانت، به معنای رهایی از قیدها نیست، بلکه توانایی خودقانون‌گذاری عقلانی است: عمل بر اساس اصولی که می‌توانند به‌طور جهان‌شمول معتبر باشند. این برداشت، عقل را به بنیان کرامت انسانی بدل می‌کند و توضیح می‌دهد چرا اخلاق کانتی، همچنان در مباحث معاصر درباره‌ی حقوق، مسئولیت و خودمختاری اهمیت دارد. در جمع‌بندی، «عقل به روایت کانت» متنی روشن، نظام‌مند و تحلیلی است که نشان می‌دهد عقل در فلسفه‌ی انتقادی کانت چگونه هم محدود می‌شود و هم اعتبار می‌یابد. ویلیامز با پرهیز از ساده‌سازی، تصویری دقیق از عقل به‌مثابه نیرویی میانه ارائه می‌دهد: نه سرچشمه‌ی یقین‌های مطلق متافیزیکی، و نه ابزاری صرفا ذهنی و خنثی. ارزش این متن در آن است که خواننده را به فهمی متوازن از پروژه‌ی کانت می‌رساند و نشان می‌دهد چرا مسئله‌ی عقل، همچنان در قلب فلسفه‌ی مدرن و معاصر زنده است.
درباره گرت ویلیامز
درباره گرت ویلیامز
گرت ویلیامز از سال 1992 استاد فلسفه در دانشگاه کلمبیا می‌باشد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب عقل به روایت کانت" ثبت می‌کند