۸۰ رباعی درباره مرگ و زندگی؛ اما نه مرگی غمانگیز یا عرفانی، بلکه مرگی که در شتاب زندگی امروز فراموش شده. شکارسری در این مجموعه با زبانی ساده و صمیمی، ولی نگاهی عمیق و فلسفی، به ما نشان میدهد که در هیاهوی کار، دویدن، دغدغهها و فرسایش روزمره، حتی برای مردن هم وقت نداریم. نمونهای از شعر: از وقت گذشتهایم دیریم امروز از عمر جلوتریم پیریم امروز از موعد مرگمان گذشته است اما ما وقت نداریم بمیریم امروز رباعیها کوتاهاند اما مثل آینه، ما را به خودمان برمیگردانند. مرگ در این کتاب، نه پایان، که تلنگریست برای بازاندیشی زندگی.
کتاب «ما وقت نداریم بمیریم» مجموعهای از ۸۰ رباعی است که با نگاهی چندلایه و فلسفی، مفاهیم مرگ و زندگی را در تقابل یا پیوندی شاعرانه و تأملبرانگیز مینگرد. حمیدرضا شکارسری در این اثر، رویکردی مدرن به قالب کلاسیک رباعی دارد و بهجای پرداختن به مضامین عرفانی یا تغزلی متداول، دغدغههای انسانی امروز، شتاب زندگی، فراموشی مرگ و بحران معنا را در مرکز توجه قرار میدهد.