1. خانه
  2. /
  3. کتاب Against Nature

کتاب Against Nature

3.1 از 1 رأی

کتاب Against Nature

Against Nature
٪15
460000
391000
معرفی کتاب Against Nature
«بیراه» یا «در خلاف جهت طبیعت» نوشته یوریس-کارل هویسمانس، رمانی جریان‌ساز در ادبیات اروپای قرن نوزدهم است که در سال ۱۸۸۴ منتشر شد و به یکی از متون بنیادین جنبش انحطاط تبدیل گردید. این اثر در ظاهر رمانی روان‌شناختی درباره یک اشراف‌زاده منزوی است، اما در عمق خود بیانیه‌ای زیبایی‌شناختی علیه طبیعت، جامعه بورژوایی، اخلاق رایج و حتی الگوی مسلط رمان‌نویسی زمانه به شمار می‌آید. هویسمانس که پیش‌تر به جریان ناتورالیسم و فضای امیل زولا نزدیک بود، در این کتاب از مشاهده اجتماعی و روایت واقع‌گرایانه فاصله می‌گیرد و جهانی بسته، ذهنی، مصنوعی و بیمارگونه می‌سازد؛ جهانی که در آن هنر، عطر، رنگ، کتاب، اشیاء و تجربه‌های حسی جای زندگی عادی را می‌گیرند. شخصیت مرکزی رمان، ژان دس اسنت، آخرین بازمانده خانواده‌ای اشرافی و فرسوده است. او از پاریس، از جامعه بورژوایی، از روابط انسانی و از ابتذال زندگی روزمره بیزار است و تصمیم می‌گیرد به خانه‌ای در فونتنه پناه ببرد. این عقب‌نشینی صرفا یک انزواطلبی ساده نیست، بلکه پروژه‌ای تمام‌عیار برای خلق یک جهان شخصی و کاملا مصنوعی است. دس اسنت می‌خواهد طبیعت را حذف کند و به جای آن، نسخه‌ای تصفیه‌شده، کنترل‌شده و زیبایی‌شناسانه از جهان بسازد. او پنجره‌ها و ارتباطات خود را محدود می‌کند، فضای خانه را با رنگ‌هایی خاص و نامتعارف می‌آراید، عطرها را همچون قطعات موسیقی ترکیب می‌کند، گل‌ها و گیاهانی را انتخاب می‌کند که بیشتر شبیه مصنوعات عجیب‌اند تا موجودات زنده، و حتی لاک‌پشتی را با سنگ‌های قیمتی می‌آراید تا به شیئی هنری بدل شود. اهمیت رمان در این است که پیرنگ سنتی ندارد. در «بیراه» خبری از کشمکش بیرونی، ماجرای عاشقانه، دیالوگ‌های گسترده یا تحول کلاسیک شخصیت نیست. رمان بیشتر به جریان ذهن، فهرست سلیقه‌ها، خاطرات، داوری‌های هنری و آزمایش‌های حسی دس اسنت شباهت دارد. او درباره ادبیات لاتین متأخر، نقاشی، موسیقی، الهیات، دکوراسیون، عطرسازی و بیماری‌های عصبی تأمل می‌کند و از خلال این تأملات، تصویری از انسانی به دست می‌دهد که زیر فشار ملال، فرسودگی و حساسیت افراطی از جهان عادی جدا شده است. به همین دلیل، کتاب را می‌توان رمانی درباره شکست زیستن در مدرنیته دانست؛ انسانی که نمی‌تواند با طبیعت، جامعه یا بدن خود آشتی کند و به سوی انزوایی زیباشناسانه اما مرگبار می‌رود. ایده مرکزی اثر، طرد طبیعت به سود مصنوع است. برای دس اسنت، طبیعت خام، ناتمام، خشن و مبتذل است، در حالی که هنر و مصنوعات انسانی امکان پالایش و برتری را فراهم می‌کنند. او می‌خواهد همه چیز را از نو طراحی کند؛ حتی احساسات، خاطرات و لذت‌هایش را. اما همین وسواس برای کنترل کامل تجربه، به ضد خود تبدیل می‌شود. بدن او تاب این زندگی بسته و افراطی را ندارد. حساسیت عصبی، بیماری، توهم، ضعف جسمانی و اضطراب به‌تدریج او را از درون می‌فرسایند. در پایان، پزشک او را مجبور می‌کند برای زنده ماندن به پاریس و جامعه بازگردد؛ بازگشتی که بیش از آنکه نجات باشد، نوعی شکست تلخ در برابر واقعیت است. نقطه قوت اصلی «بیراه» گسست تاریخی آن از رمان ناتورالیستی است. هویسمانس به جای توصیف جامعه از بیرون، ذهن بیمار و زیبایی‌طلب یک فرد منزوی را به مرکز اثر می‌آورد و راه را برای نمادگرایی، ادبیات انحطاط و حتی رمان‌های مدرن‌تر هموار می‌کند. نثر کتاب بسیار حسی، فشرده و دایره‌یالمعارفی است؛ توصیف بوها، رنگ‌ها، بافت‌ها، آثار هنری و کتاب‌ها چنان دقیق و شاعرانه است که خود زبان به یکی از موضوعات اصلی رمان تبدیل می‌شود. همچنین تحلیل ملال اگزیستانسیال و روان‌نژندی ناشی از تمدن مدرن از جنبه‌های ماندگار اثر است. با این حال، همین ویژگی‌ها می‌توانند محدودیت نیز باشند. فقدان کنش داستانی، نبود شخصیت‌های فرعی پررنگ و تراکم فهرست‌وار توصیفات، خواندن کتاب را برای مخاطب عام دشوار می‌کند. «بیراه» بیش از آنکه رمانی پرحادثه باشد، آزمایشگاهی برای زیبایی‌شناسی افراطی و ذهنیت بیمار است. در مجموع، این اثر روایتی درباره انسانی است که برای فرار از ابتذال زندگی، جهانی مصنوعی می‌سازد، اما در نهایت درمی‌یابد که هیچ زیبایی بسته و منزوی‌ای نمی‌تواند کاملا جای زندگی را بگیرد.
درباره یوریس کارل هویسمانس
درباره یوریس کارل هویسمانس
ژوریس کارل اوئیسمانس (Joris-Karl Huysmans) از جمله بزرگترین رمان نویسان فرانسوی و یکی از چهره‌های برجسته ادبیات جهان است. اوئیسمانس در ۵ فوریه ۱۸۴۸ در پاریس، از مادری فرانسوی و پدری هلندی، متولد شد.
فعالیت‌های ادبی اش را به سه دوره متمایز و متفاوت می‌توان تقسیم کرد:
نخستین آثارش ناتورالیستی بودند؛ رمان‌های «مارت» (۱۸۷۶)، «خواهران و اتار» (۱۸۷۹)، «زندگانی مشترک» (۱۸۸۱) و داستان کوتاه «کوله پشت بر دوش» (۱۸۸۰) ماندگارترین نوشته‌هایی هستند که در چارچوب این مکتب پدیدآورد. در، ۱۸۸۴ با نگارش «بیراه»، که شاهکار اوئیسمانس و مهم‌ترین اثر منثور «مکتب انحطاط» قلمداد می‌شود، از ناتورالیسم رویگردان شد.
دیگر رمان‌های برجسته اش که در قلمرو «مکتب انحطاط» می‌گنجد عبارتند از «دوراهی» (۱۸۸۷)، «در بندر» (۱۸۸۷) و «آن جا» (۱۸۹۱). در ،۱۸۹۲ اوئیسمانس، در اثر دگرگونیی درونی، به مذهب کاتولیک گروید. این دگردیسی سرآغاز مرحله سوم خلاقیت ادبی اش بود و سه رمان شاخص و ارزنده به بار آورد: «در جاده» (۱۸۹۵)، «کلیسای جامع» (۱۸۹۸) و آخرین رمانش «دیرنشین» (۱۹۰۳)؛ این آثار مجموعه‌ای به هم پیوسته را تشکیل می‌دهند و قهرمانی واحد دارند.
در ۱۹۰۷ اوئیسمانس به علت بیماری سرطان زندگی را بدرود گفت. زندگی هنری اوئیسمانس فقط در فرانسه پایان سده نوزدهم می‌توانست تحقق بیابد، لیکن انگاره حاکم بر آن از قید محدودیت‌های زمان آزاد است و به سنتی دیرین بر می‌گردد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب Against Nature" ثبت می‌کند