1. خانه
  2. /
  3. کتاب اتاق روشنی که روزش می خوانند

کتاب اتاق روشنی که روزش می خوانند

نویسنده: تونی کوشنر
3.6 از 1 رأی

کتاب اتاق روشنی که روزش می خوانند

A Bright Room Called Day
انتشارات: بیدگل
٪10
475000
427500
معرفی کتاب اتاق روشنی که روزش می خوانند
«اتاق روشنی که روزش می خوانند» نمایشنامه‌ای از تونی کوشنر است که نخستین‌بار در ۱۹۸۵ نوشته شد و در نسخه‌های بعدی دستخوش بازنگری‌هایی شد؛ اثری در مرز درام تاریخی، تئاتر اپیک و کالبدشکافی اخلاقی لحظه‌هایی که جامعه پیش از سقوط، هنوز خود را ایستاده تصور می‌کند. کوشنر به جای آنکه بر چهره‌های رسمی شر یا عاملان آشکار سرکوب تمرکز کند، نگاه خود را به سوی کسانی می‌برد که خطر را می‌بینند، درباره آن حرف می‌زنند، آن را تحلیل می‌کنند، اما در آستانه کنش عقب می‌نشینند. مسئله اصلی نمایشنامه همین شکاف میان دانستن و عمل کردن است؛ شکافی که در آن آگاهی، به جای آنکه نیروی مقاومت شود، به پناهگاهی برای تعلل، ترس و توجیه بدل می‌شود. روایت اصلی در آپارتمان اگنس اگلینگ، بازیگر میانه‌روی آلمانی، در برلین سال‌های ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ می‌گذرد؛ زمانی که جمهوری وایمار در حال فروپاشی است و قدرتی سرکوبگر، آرام‌آرام از حاشیه به مرکز می‌آید. آپارتمان اگنس در آغاز فضایی گرم، روشنفکرانه و بوهمی به نظر می‌رسد؛ محلی برای گفت‌وگو، هنر، دوستی و تحلیل سیاسی. دوستان چپ‌گرا و هنرمند او در این اتاق جمع می‌شوند، خبرها را دنبال می‌کنند، درباره آینده هشدار می‌دهند و از خطرهای پیش رو سخن می‌گویند. اما کوشنر به‌تدریج نشان می‌دهد که همین اتاق روشن، تنها پناهگاهی معصوم نیست؛ می‌تواند به آزمایشگاه انفعال نیز تبدیل شود. کسانی که درون آن نشسته‌اند، جهان بیرون را می‌فهمند، اما فهمیدن را با دخالت کردن اشتباه می‌گیرند. اگنس، پلینکا و باز هر یک شکلی از سوژه فلج‌شده را نمایندگی می‌کنند. آنان با شر در حال ظهور ناآشنا نیستند؛ مسئله این نیست که نمی‌بینند، بلکه نمی‌خواهند پیامد دیدن را بپذیرند. اگنس بیش از همه حامل این تردید اخلاقی است. او می‌کوشد وضع را عادی جلوه دهد، به دوام زندگی روزمره بچسبد و خانه‌اش را از آشوب بیرون جدا نگه دارد. در شخصیت او، انکار نه به معنای نادانی، بلکه نوعی سازوکار دفاعی است؛ تلاشی برای به تعویق انداختن تصمیمی که می‌تواند امنیت، روابط و تصویر فرد از خودش را ویران کند. کوشنر با دقت نشان می‌دهد که تاریکی ناگهان بر اتاق فرود نمی‌آید؛ از راه عادت، محافظه‌کاری روانی، شوخی‌های خسته، تحلیل‌های بی‌پایان و امیدهای کم‌جان وارد می‌شود. حضور زیلا کاتز، زن آمریکایی یهودی معاصر، ساختار تاریخی نمایشنامه را می‌شکند. او با مونولوگ‌های تند و میان‌پرده‌ای خود، اجازه نمی‌دهد تماشاگر رخدادهای برلین را همچون تراژدی دوردست و بسته‌شده‌ای در گذشته مصرف کند. زیلا صدای حافظه تاریخی است؛ صدایی ناآرام که میان گذشته و اکنون پل می‌زند و می‌پرسد آیا شناخت فاجعه‌های پیشین، واقعا ما را در برابر تکرار سازوکارهای انفعال ایمن کرده است یا نه. البته همین حضور، یکی از نقاط بحث‌برانگیز اثر نیز هست. گاهی صراحت زیلا و اصرار نمایشنامه بر ایجاد تقارن میان تاریخ آلمان نازی و وضعیت‌های معاصر آمریکا، حالتی تعلیمی پیدا می‌کند و تا حدی مجال تفسیر آزاد مخاطب را محدود می‌سازد. کوشنر در این بخش‌ها بیشتر هشدار می‌دهد تا اینکه تنها صحنه را به سخن گفتن واگذارد. از نظر ساختاری، «اتاق روشنی که روزش می خوانند» آشکارا از سنت تئاتر اپیک برتولت برشت تأثیر گرفته است. گسست روایت، فاصله‌گذاری، قطع خط تاریخی با مونولوگ‌های زیلا و پرهیز از واقع‌گرایی روان‌شناختی صرف، تماشاگر را از همذات‌پنداری راحت و منفعلانه دور می‌کند. کوشنر نمی‌خواهد مخاطب فقط برای قربانیان گذشته اندوهگین شود؛ او می‌خواهد مخاطب جایگاه خود را در برابر سازوکارهای انکار، ترس و بی‌عملی بازبینی کند. عناصر سوررئال، از جمله حضور ابلیس در آپارتمان، نیز همین مرز میان تاریخ بیرونی و فروپاشی درونی را مخدوش می‌کنند. ابلیس در اینجا صرفا نماد شر متافیزیکی نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه فاجعه، پیش از آنکه در خیابان کامل شود، در زبان، خیال و وجدان انسان‌ها خانه می‌کند. ارزش اصلی نمایشنامه در نقد بی‌رحمانه همدستی خاموش است. کوشنر اسطوره بی‌طرفی هنری و روشنفکرانه را زیر سوال می‌برد و نشان می‌دهد که کنار کشیدن، همیشه بیرون ماندن نیست؛ گاهی شکل مودبانه‌تری از مشارکت است. «اتاق روشنی که روزش می خوانند» یادآوری می‌کند که آگاهی اگر به مسئولیت اخلاقی و کنش انضمامی نرسد، به چراغی تزئینی تبدیل می‌شود؛ روشن است، اما راهی را نشان نمی‌دهد. اتاق اگنس با همه نور، کتاب، گفت‌وگو و ظرافتش، نمی‌تواند تاریکی را متوقف کند، زیرا دیوارهایش بیش از حد امن‌اند. کوشنر از ما می‌خواهد به لحظه‌ای فکر کنیم که فهمیدن دیگر کافی نیست و سکوت، نام دیگری برای انتخاب می‌شود. این نمایشنامه مثل پنجره‌ای است که رو به شب باز می‌شود؛ اگر کسی از پشت آن فقط تماشا کند، تاریکی دیر یا زود وارد اتاق خواهد شد.
درباره تونی کوشنر
درباره تونی کوشنر
تونی کوشنِر (Tony Kushner) نویسنده یهودی‌تبار آمریکایی است که برای نوشتن داستان‌ها و سناریوهایی همچون «فرشتگان در آمریکا»، «شش فیت زیر زمین» و «مونیخ» جوایز مختلفی را در عرصه ادبیات، سینما و تلویزیون کسب کرده‌است.
از مهم‌ترین این جوایز می‌توان به جایزه پولیتزر برای مجموعه کوتاه تلویزیونی فرشتگان در آمریکا و نامزدی جایزه اسکار برای نوشتن بهترین سناریوی فیلم بلند برای فیلم مونیخ اشاره کرد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب اتاق روشنی که روزش می خوانند" ثبت می‌کند