کتاب ننه دلاور و فرزندان او

Mother Courage and Her Children
کد کتاب : 14692
مترجم :
شابک : 978-9644484230
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 192
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1941
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 11
زودترین زمان ارسال : 26 تیر

معرفی کتاب ننه دلاور و فرزندان او اثر برتولت برشت

کتاب ننه دلاور و فرزندانش که به طور فراگیری یکی از ساخته های مهم و دراماتیک صحته تلفیق در نظر گرفته میشود ،پرشورترین و عمیق ترین بیانیه برتولت برشت علیه جنگ است. در قرن هفدهم ، این نمایشنامه آنا فیرلینگ ("شجاعت مادر") ، یک تاجر دوره گرد را دنبال می کند ، که ارابه کالاها و فرزندانش رابوسیله خون و قتل عام جنگ های مذهبی اروپا میراند. او که گرفتار سختی ها ، وحشیگری ها و تخریب ها و مرگ فرزندانش است ، در نهایت خودش رابا چیزی که واقعا به آن اعتقاد دارد تنها میبیند - واگن متزلزلش با پرچم پاره پاره را با پرچم پاره شده اش و بارهای چکمه و برندی. خودش را تحت کنترل در می آورد ، پیرزن با نهایت توانش مدیریت می کند تا آن را به سمت نبرد بعدی بکشاند. در شخصیت ماندگار شجاعت مادر ، برتولت برشت یکی از خارق العاده ترین شخصیت های ادبیات را خلق کرده است.

کتاب ننه دلاور و فرزندان او

برتولت برشت
برتولت برشت، زاده ی 10 فوریه ی 1898 و درگذشته ی 14 آگوست 1956، نمایشنامه نویس، کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی بود. برشت سرودن شعر را در 15 سالگی و پیش از نمایشنامه نویسی آغاز کرد. او نخستین اشعارش را بین سال های 1914 و 1917 سرود و آن ها را در نشریات محلی منتشر کرد. برشت در سال 1918 و هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد، علاوه بر کار در یک بیمارستان نظامی، سروده هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان می خواند و آن ها را مجذوب اشعار خود می کرد. برشت را بیشتر به عنوان برجسته ترین نمایشنامه نویس ...
نکوداشت های کتاب ننه دلاور و فرزندان او
Play by Bertolt Brecht, written in German as Mutter Courage und ihre Kinder: Eine Chronik aus dem Dreissigjahrigen Krieg, produced in 1941 and published in 1949. Composed of 12 scenes, the work is a chronicle play of the Thirty Years' War and is based on the picaresque novel Simplicissimus (1669) by Hans Jakob Grimmelshausen. In 1949 Brecht staged Mother Courage, with music by Paul Dessau, in the Soviet sector of Berlin. The plot revolves around a woman who depends on war for her personal survival and who is nicknamed Mother Courage for her coolness in safeguarding her merchandise under enemy fire. One by one her three children die, yet she continues her profiteering. -- The Merriam-Webster Encyclopedia of Literature
نمایشنامه برتلوت برشت ، که به زبان آلمانی با عنوان Mutter Caching und ihre Kinder : Eine Chronik aus dem Dreissigjahrigen Krieg ،نوشته شده است، در سال 1941 تهیه شده و در سال 1949 منتشر شده است. از 12 صحنه تشکیل شده است ، این اثر نمایشنامه ای تاریخی از جنگ سی ساله ، بر اساس رمان (picaresque Simplicissimus (1669 نوشته هانس ژاکوب گریملشاوسن است. برشت ،مادر شجاعت را در سال 1949 در بخش شوروی برلین با ترانه دل داسو ، به صحنه برد. طرح پیرامون زنی می چرخد که به خاطر بقای شخصی خود به جنگ وابسته است و به خاطر خونسردی وی در حراست از کالاهای خود در زیر آتش دشمن ، ملقب به مادر شجاعت است . یکی پس از دیگری سه فرزندش می میرند ، اما او همچنان کسب سود ادامه می دهد. - دانشنامه ادبیات Merriam-Webste

قسمت هایی از کتاب ننه دلاور و فرزندان او (لذت متن)
سرجوخه: نمی شناسمش برای چه اسمش را گذاشته اند دلاور؟ هر دو پسر:(با هم) برای این اسمش را گذاشته اند دلاور که ترسیده دارایی اش را از دست بدهد و با پنجاه تا قرص نان که توی گاری اش بوده، از خط آتش توپخانه گذشته است. ننه دلاور: نان ها داشت کیک می زد. وقت هم کم بود. چاره ای غیرازاین نداشتم. سرجوخه: شوخی موقوف! ورقه هایت را بیاور بیرون. دلاور:(داخل یک قوطی فلزی را می کاود و از گاری پایین می آید.) بفرمایید! این هم تمام ورقه های من، سرکار. این یکی یک کتاب دعاست، سالم و بی عیب، برای پیچیدن خیار. این یکی هم نقشه ولایت مراوی. خدا کند روزی گذارم بیفتد به آنجا، والا نقشه به درد موش ها می خورد. این نوشته لاک و مهرشده هم نشان می دهد که اسبم مشمشه ندارد. حیوان زبان بسته مرد. پانزده «فلورن» می ارزید، مال خودم نبود. خدا را شکر. این ورقه ها بس است؟ سرجوخه: الکی نخواه به من قالب بکنی. حقت را کف دستت می گذارم. خوب می دانی که باید ورقه عبور داشته باشی. دلاور: با من مودب صحبت کنید. جلو روی بچه هام که هنوز از دهانشان بوی شیر می آید، به من نگویید که می خواهم به شما قالب کنم. من با جنابعالی طرف نیستم. در هنگ دوم من فقط یک ورقه عبور دارم، آن هم قیافه نجیب و معصومم است. حالا اگر شما نمی توانید این خط را بخوانید، تقصیر من نیست. برای خاطر شما نمی توانم مهر به صورتم بزنم. مأمور سربازگیری: سرکار، گمان می کنم این زن از آن ماجراجوها باشد. تو قشون انضباط می خواهند. دلاور: خیر، تو قشون آش می خواهند! سرجوخه: اسمت چیه؟ دلاور: آنا فیرلینگ. سرجوخه: خیلی خوب. پس اسم خانوادگی همه اینها فیرلینگ است؟ دلاور: برای چی؟ اسم خانوادگی من فیرلینگ است. نه آن ها. سرجوخه: گمان کردم این ها بچه های تو هستند. دلاور: کاملا درست است. ولی این مطلب دلیل نمی شود که همه آن ها یک اسم خانوادگی داشته باشند.