کتاب سربازان سالامیس

Soldados de Salamina

مشخصات کتاب سربازان سالامیس
مترجم :
شابک : 978-9644487347
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 204
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2001
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 25 آذر

معرفی کتاب سربازان سالامیس اثر خاویر سرکاس

رمان سربازان سالامیس به سرگذشت رافائل سانچس ماساس، نویسنده اسپانیایی ملی گرا و رهبر حزب فالانژ اسپانیا، در طی جنگ داخلی اسپانیا می پردازد. این رمان به بیست زبان منتشر شده و بیش از نیم میلیون نسخه از آن در جهان به فروش رفته است. از خاویر سرکاس نویسنده این کتاب، داستان کوتاه و مقاله های متعددی به جا مانده است. او از سال 1989 استاد ادبیات اسپانیایی دانشگاه خرونا بوده است. داستان سربازان سالامیس حول یک سوال اساسی متمرکز است: چه چیزی یک قهرمان را می سازد؟ آیا کسی مانند ماساس که اوج خشونت و نیاز به تغییر بنیادین را می طلبد، اما هیچ وقت حقیقتا برای آن نمی جنگد قهرمان است؛ یا این که قهرمان بودن چیزی کاملا متفاوت است؟ سربازان سالامیس تاییدی است بر اهمیت زندگی انسان ها و نقش آن ها در بزنگاه های تاریخ. کتابی تاریخی با بهره گیری از مستندات قوی و توصیف های زیبا و هوشمندانه از اخلاق و انسانیت.

کتاب سربازان سالامیس

خاویر سرکاس
خاویر سرکاس، نویسنده ۵۷ ساله اسپانیایی، نویسنده و استاد دانشگاه خیرونا اسپانیا است. رمان «سربازان سالامیس» مهم‌ترین اثر نویسنده اسپانیایی است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و تاکنون به ۲۰ زبان در دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است.
قسمت هایی از کتاب سربازان سالامیس (لذت متن)
اولین بار تابستان سال ۱۹۹۴ که حالا بیش از شش سال از آن زمان گذشته شنیدم سانچس ماساس مقابل جوخهٔ آتش قرار گرفته است. تازه سه اتفاق بد را از سر گذرانده بودم: اول پدرم مرده و بعد همسرم ترکم کرده بود و آخرسر هم فعالیت ادبی ام را کنار گذاشته بودم. دروغ می گویم. حقیقت این است که از میان این سه، دوتای اول واقعی است، حتی اتفاق افتاده؛ ولی سومی نه. درواقع، کار من به عنوان نویسنده هیچ وقت شروع نشد، درنتیجه سخت می شد آن را کنار گذاشت. بهتر است بگویم قبل از اینکه نویسندگی را درست وحسابی آغاز کنم کنار گذاشتم. اولین رمانم را سال ۱۹۸۹ منتشر کردم؛ مثل مجموعه داستانی که دو سال پیش منتشر شد، این کتاب هم با استقبال روبه رو نشد، ولی غرور و نقدهای مشوقانهٔ دوستی که آن روزها داشتم قانعم کرد که روزی می توانم نویسنده شوم و برای آنکه چنین روزی برسد باید کار روزنامه نگاری را کنار بگذارم و خود را وقف نوشتن کنم. پنج سال رنج و عذاب مالی، جسمی و روحی، سه رمان ناتمام و افسردگی وحشتناکی که دو ماه تمام من را روی کاناپهٔ جلوی تلویزیون انداخت، نتیجه ای این تغییر در سبک زندگی ام بود. همسرم که از پرداخت صورت حساب ها، ازجمله صورت حساب های مراسم تدفین پدرم و تماشای من که به صفحهٔ تلویزیون خاموش خیره می شدم و گریه می کردم خسته شده بود به محض اینکه کمی حالم بهتر شد من را ترک کرد و چاره ای نداشتم جز اینکه بلندپروازی های ادبی ام را کنار بگذارم و برای کار سابقم در روزنامه تقاضای مجدد بدهم.