«قدرت بازیگری» نوشتهی رابرت کوهن یکی از آثار مهم در آموزش بازیگری معاصر است که تلاش میکند فرایند اجرای نقش را از حوزهی مبهم الهام و احساسات صرف خارج کرده و آن را به یک نظام عملی، تحلیلی و استراتژیک تبدیل کند. کوهن در این کتاب با نگاهی متفاوت به سنتهای رایج بازیگری، بهویژه رویکردهایی که بر حافظه عاطفی و درونکاوی شدید تأکید دارند، استدلال میکند که اساس کنش دراماتیک نه در تولید احساس، بلکه در تلاش شخصیت برای اعمال نفوذ و دستیابی به هدف نهفته است. از دیدگاه او، احساسات نتیجهی طبیعی تلاش برای رسیدن به خواستهها هستند، نه نقطهی آغاز آن. بنابراین بازیگر به جای آنکه خود را مجبور به «احساس کردن» کند، باید بر این تمرکز کند که شخصیت چگونه میخواهد بر دیگران اثر بگذارد و به هدف خود برسد. کوهن در این چارچوب، بازیگری را نوعی تعامل قدرت میان شخصیتها میداند؛ تعاملی که در آن هر فرد با مجموعهای از اهداف، موانع و تاکتیکها وارد صحنه میشود. به همین دلیل، اجرا برای او یک فرایند فعال و پویا است که بر رابطهی میان بازیگران استوار است. شخصیتها روی صحنه صرفا برای بیان احساسات درونی حضور ندارند، بلکه برای تغییر وضعیت موجود، متقاعد کردن دیگران یا غلبه بر مقاومت آنها وارد عمل میشوند. این نگاه باعث میشود صحنهی تئاتر به فضایی شبیه یک میدان رقابت یا بازی استراتژیک تبدیل شود؛ جایی که هر جمله، حرکت یا سکوت میتواند ابزاری برای پیشبرد هدف شخصیت باشد. یکی از مهمترین دستاوردهای آموزشی کتاب، معرفی سیستم معروف GOTE است که بهعنوان چارچوبی ساده اما موثر برای تحلیل هر صحنه طراحی شده است. در این سیستم، بازیگر باید ابتدا هدف شخصیت را مشخص کند؛ یعنی دقیقا بداند شخصیت در آن لحظه چه میخواهد. سپس عنصر «دیگری» وارد تحلیل میشود، زیرا هدف شخصیت همیشه در ارتباط با فردی دیگر معنا پیدا میکند؛ کسی که ممکن است مانع یا تسهیلکنندهی دستیابی به آن هدف باشد. پس از آن، نوبت به تاکتیکها میرسد، یعنی روشهایی که شخصیت برای رسیدن به هدف خود به کار میبرد، مانند اغوا، تهدید، التماس یا شوخی. در نهایت، عنصر انتظار قرار دارد که به باور درونی شخصیت نسبت به موفقیت خود اشاره میکند و نیروی محرکهی کنش دراماتیک را شکل میدهد. این چارچوب به بازیگر کمک میکند تا نقش را به شکلی روشن و فعال تحلیل کند و از سردرگمی در برابر پیچیدگیهای متن نمایشی رهایی یابد. یکی از ویژگیهای مهم رویکرد کوهن، تأکید بر تعامل زنده میان بازیگران است. او معتقد است که اجرای موثر زمانی شکل میگیرد که بازیگر واقعا به پارتنر صحنه گوش دهد و واکنش نشان دهد، نه اینکه صرفا دیالوگهای از پیش تعیینشده را بیان کند. در این نگاه، گفتوگوها ابزارهایی برای تأثیرگذاریاند و هر جمله در حکم حرکتی در یک بازی پیچیده انسانی است. حتی لحظات آسیبپذیری، مانند گریه یا التماس، نیز در این چارچوب بهعنوان تاکتیکهایی برای رسیدن به هدف در نظر گرفته میشوند، نه صرفا واکنشهای منفعلانه. با وجود کارآمدی این سیستم، برخی منتقدان معتقدند که اگر این روش بهصورت مکانیکی اجرا شود، ممکن است اجرای بازیگر بیش از حد محاسبهگر و خشک به نظر برسد و ظرافتهای ناخودآگاه روان انسان در آن کمرنگ شود. همچنین تمرکز زیاد بر مفهوم «پیروزی» یا غلبه ممکن است در صحنههایی که بر پذیرش، سکون یا تأمل درونی استوارند، محدودیتهایی ایجاد کند. با این حال، اهمیت «قدرت بازیگری» در این است که نگاه بازیگر را از تمرکز صرف بر احساسات به سوی کنش، ارتباط و هدفمندی سوق میدهد. این کتاب نشان میدهد که اجرا زمانی زنده و باورپذیر میشود که بازیگر بهعنوان یک عامل فعال در صحنه حضور داشته باشد و هر لحظه با اراده و آگاهی برای تغییر وضعیت دراماتیک تلاش کند.
درباره رابرت کوهن
رابرت کوهن (متولد 1938) استاد دانشگاه آمریکایی ، کارگردان تئاتر ، نمایشنامه نویس و منتقد است.