کتاب مومیا و عسل

Mummy and honey
کد کتاب : 15373
شابک : 978-9644480409
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 261
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2001
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 7 تیر

معرفی کتاب مومیا و عسل اثر شهریار مندنی پور

"مومیا و عسل" مجموعه داستانی است به قلم "شهریار مندنی پور" که شامل سیزده داستان کوتاه بوده و کارکردهای زبان و نحوه ی به کارگیری آن بیش از همه در آن به چشم می خورد. آن سوی داستان های این کتاب، افرادی هستند که رنج می کشند و این رخدادهای رنج آور، وجود شخصیت ها را به ورطه ی تردید می کشاند. هر داستان معما و رموز مخصوص خود را دارد و "شهریار مندنی پور" خوانندگانش را برای کشف راز این معماها از هزارتوی پیچیده ی عواطف، هویت و تجربه ی شخصیت ها عبور می دهد.
داستان "مومیا و عسل" که نام مجموعه هم براساس آن انتخاب شده، زندگی یک خانواده ی اصیل و مرفه شیرازی را زیر ذره بین می برد؛ در روز هفتم پدربزرگ خانواده، وصیت وی گشوده می شود و او وصیت کرده که فرزندانش در خانه ی اجدادیشان سکنی گزینند. قاعدتا همه ی آن ها حاضر نیستند به این وصیت تن دهند و تفرقه و گسست، تبری بر ریشه ی این خانواده ی بزرگ خواهد بود.
داستان دیگر این مجموعه "زیر بال درنا" نام دارد که به زندگی یک کارمند جزء می پردازد. منبع درآمد اصلی این مرد، کشتن سگ های بیابانی است اما حتی برای او که تمثیل بی رحمی است، عشق منادی نجات خواهد بود.
یکی دیگر از قصه های این مجموعه با عنوان "بشکن دندان سنگی را"، قصه ی پسری سرباز است که در دیاری غریب به توهم و خیال دچار گشته است و راوی قصه دختری است که نامزد اوست. دختر از طریق نامه از احوالات نامزدش با خبر می شود و داستان با روایت او و نامه های رد و بدل شده پیش می رود. باقی داستان های این مجموعه به قلم "شهریار مندنی پور" عبارت اند از: "پسرک آن سوی رود"، "نارنج های شریر شیراز"، "باران اندوهان"، "مردمک های خاک"، "سنبل ابلیس"، "فصل های برزخ"، "نظریه ی پنجشنبه"، "دره ی مهرگیاه" و "طوطی پیر بر بام قزاق".

کتاب مومیا و عسل

شهریار مندنی پور
شهیار مندنی‌پور در ۲۶ بهمن ۱۳۳۵ در شیراز به دنیا آمد. نخستین مجموعه داستان او به نام سایه‌های غار در سال ۱۳۶۸ منتشر شد. او مدت‌ها سردبیر هفته‌نامهٔ توقیف‌شدهٔ عصر پنجشنبه بود و هم‌اکنون در آمریکا به سر می‌برد. او از مهم‌ترین نویسندگان نسل سوم داستان‌نویسی ایرانی محسوب می‌شود که داستان‌هایش به لحاظ فرم و زبان از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. وی در دانشگاه‌های هاروارد و بوستون کالج و تافتس تدریس کرده‌است.
قسمت هایی از کتاب مومیا و عسل (لذت متن)
تو آن بیست و پنج سال، فقط می دانستم که باید هرچی توی کله ام هست یادم برود. شما...خانه مان....آشناهامان...هرچی هست...تنها راه دوام اوردن همین بود وگرنه من هم می بریدم...اوایل دست نمی داد، انگار خاطره ها جزو مغز آدم می شوند...رگ و پی مغز و دل آدم می شوند...بعد راهش را پیدا کردم.تلخهایش را گذاشتم بمانند...گشتم گوشه و کنار آن اوقاتی که دوست داشتم یک چیزی گیر بیاورم. همیشه هست...خیلی کمک کرد فهمیدن اینکه همیشه هست، یک لکه ای، یک حرف دوپهلو...یک لحظه ی ناخوشایند...همیشه لابلایی هر خوشی یک چیز کوچکی می شود پیدا کرد که بزرگش کنی برای همیشه.

شب و روزهایی مملو از وحشت در انتظارشان بود. هر قدمی که بر می داشتند منتظر نیشی کینه کش بودند. اسلیمی قالی ناگهان ماری می نمود. زیر صندوقچه ها به قدر چنبره ای کمین گرفته جا بود. وقتی به اتاقی تاریک پا می نهادند، قوزک و ساق بیچاره ی خود را کشف می کردند.

وقتی همه ی آن ها قصد می کنند موجودی را بکشند و نمی میرد و باز به آن ها اعتماد می کند، من می فهمم که همه ی حرفهایی که به تو زده ام خیال بوده، خیال یک سگ هفت جان که راز نقش روی سنگ را می داند و جان پنجمش دارد در می رود.