مینکا کنت که در Midwest به دنیا آمده و بزرگ شده است، فارغ التحصیل دانشگاه ایالتی آیووا و نویسنده کتاب های نگهبان حافظه، هم اتاقی کامل و باریک ترین هوا است.مینکا کنت از قبل از اینکه بتواند نام خود را خط بکشد، داستان می ساخت. مینکا با عشق به ادبیات تاریک و پیچ خورده، دندان هایش را در خیابان غاز و ترس کوتاه کرد، در نوجوانی از استفن کینگ فارغ التحصیل شد و اکنون گیلیان فلین، شوی استیونز و کارولین کپنس را در میان نویسندگان مورد علاقه و بزرگترین تأثیراتش به حساب می آورد. مینکا همیشه در مورد افراد خوبی که کارهای بد انجام می دهند کنجکاو بوده است و دوست دارد کشف کند که وقتی شخصیت های بزرگتر از زندگی در موقعیت های جذاب قرار می گیرند چه اتفاقی می افتد.
در زندگی غیر نویسندگی خود، مینکا یک همسر و مادر سی و چند ساله است که به همان اندازه از روزهای آفتابی و بارانی لذت می برد، عاشق ادریسی های تازه بریده شده است، پشت عینک های آفتابی بزرگ پنهان می شود، هر فرصتی که پیدا کند به مناطق گرمتر سفر می کند، و در هنگام خلق و خوی غذاهای شیرین می پزد. حملات
اهل خواندن رمانی هستید که شما را ساعتها در فضایی متفاوت غرق کند و تجربهای زیسته با داستان را به شما هدیه دهد، خواندن کتاب وقتی جای تو بودم را از دست ندهید. نویسنده با ظرافت کمنظیر قلمش، بهخوبی توانسته هیجان، ترس، نفرت، ناامیدی، عشق و تلاش برای ساختن زندگی از نو را به تصویر بکشد، طوری که لحظهای نمیتوانید کتاب را زمین بگذارید. نکتهای که این لذت را دوچندان میکند، ترجمه فوقالعادهای است که نشان از ارتباط عمیق مترجم با اثر دارد. ترجمهای روان و دلنشین که تجربه خواندن را به سفری لذتبخشتر و هیجانانگیزتر تبدیل میکند. اگر به دنبال یک ماجرای پرکشش و تأثیرگذار هستید، این کتاب انتخابی عالی است