هانیه حسینی مولف ایرانی متولد سال 1364 میباشد.
یک کتاب به شدت جذاب و خوشخوان که روایتهاش ذهن ادم رو به خوبی درگیر میکنند. مخصوصا به افرادی که در دهه هستاد دانشجو بودن، توصیه میشه.
کتاب و خیلی دوست داشتم انگار دید نویسنده دید خود من هست و همزاد پنداری کردم بنظرم ایده ایشون که انگار یک نفر در جای جای دانشگاه همه ابعاد انسانی رو زیر نظر داشته بسیار جذاب و تامل برانگیز هست و در جذب مخاطب بسیار تاثیر گذار
کتابیه که همه داستاناش توروهمرات میکنن تا ببینی بعدش چی میشه. وقتی میخونیش حس میکنی دانشجوی شریفی و داری با دوستات توی جاهای مختلف دانشگاه حرف میزنی. در کل با استادان و دانشجویان متفاوت دانشگاه شریف آشنا میشی
کتابی خواندنی با نثری روان و صمیمی و روایت هایی دوست داشتنی خواندن آن را حتما توصیه میکنم
نگارش کتاب روان و صمیمی است و روایت دیدهها و شنیدههای ذهنی است که همه چیز،را در محیط خاص و منحصر بفرد دانشگاه شریف ثبت و ربط نموده و چون از بخشهای مختلف تشکیل شده ، احساس اشتیاق به خواندن را در خواننده زنده نگه میدارد .
این کتاب منو برد به دوران دانشجویی و کارشناسی خودم …. برای من خیلی جذاب بود از این جهت که همه چیز با بیانی بسیار شیوا گفته شده بود، جزییات به قدری زیبا بودن که خودمو رو تون موقعیت حس میکردم مثل اینکه من اونجا بودم. همین طور این نکته برام جلب توجه کرد که یک دختر حدودا ۲۰ ساله چه زاویه دید خوبی داشته اونم تو اون زمان. همه چیز خیلی واقعی و خودمونی بود، و خس نزدیکی خاصی به این کتاب و وقایع و اتفاقات میکردم. خلاصه بگم موقع خوندنش یه لبخند ناخودآگاه بزرگ رو لبام نقش بسته بود …
کتاب به شدت خواندنی که بسیار زیبا دانشگاه صنعتی شریف را در دههی هشتاد ترسیم میکنه. نویسنده به شدت باهوش و ریزبین و صمیمی هستند. حتما بخونید و از دوران دانشجویی ایشون لذت ببرید. عالی بود.
کتابی خوشخوان، صادقانه و تأملبرانگیز است. کتاب مجموعهای از روایتهای دوصفحهای است و همین ساختار، آن را برای کسانی که فرصت مطالعهی طولانی ندارند بسیار مناسب کرده؛ میشود هر شب چند روایت خواند، آرام با فضای کتاب همراه شد و زمینش نگذاشت. شخصیتها میآیند و میروند و ذهن خواننده درگیر سرنوشت ناتمام آنها میماند. انگار هر روایت پنجرهای است که برای لحظهای باز میشود و قبل از آنکه بسته شود، تو را با یک سؤال تنها میگذارد. متن کتاب حالوهوایی فلسفهگونه دارد؛ پختگیای که انگار از رسوب بیست سال خاطره آمده است. در دل هر روایت، جمله یا عبارتی هست که آدم را به فکر فرو میبرد و لایههایی از روابط انسانی را یادآوری میکند. این کتاب فقط روایت خاطره نیست، بیشتر شبیه مکثی است برای فکر کردن. دیالوگهای بین استادان و دانشجویان از بخشهای دوستداشتنی کتاب است. نویسنده بهخوبی نگرش اساتید دانشگاه شریف، دیسیپلین تحصیلی و تلاشی را که برای شکلگیری شخصیت علمی صورت میگیرد، نشان میدهد. جملهی «ادامه دارد…» در انتهای کتاب، حس تعلیق خوبی ایجاد میکند و خواننده را مشتاق ادامهی این روایتها نگه میدارد. ای کاش بخشی بهعنوان پیوست به کتاب اضافه میشد؛ مثلاً معرفی کوتاه یا تصویری از اساتید و شخصیتهایی که در کتاب حضور دارند و روزی بخشی از تاریخ نانوشتهی این سرزمین بودهاند.
کتاب بسیار معمولی با نوشتاری کلیشه ای اصلا توصیه نمیشود
مشخص هست کتاب رو نخوندید و فقط غرض ورزانه نظر دادید. کتاب به شدت خواندنی است و اتفاقا اصلا نثر، معمولی نیست. ایجاز و هوشمندی فوق العاده ای در متن کتاب هست. به شدت توصیه میکنم.
خداییش خوندن خاطراتی از آدمایی در حد مریم میرزاخانی اصلا نمیتونه کلیشه ای باشه
کتابی بسیار عالی با قلم نویسنده ای زبردست که سطر سطرش تو را پرت میکند به دنیایی دیگر انگار خودت آنجا بودی حتما پیشنهاد میکنم مطالعه کنید
با عرض سلام، این اثر ارزشمند فوق العاده بود و از مطالعه آن بسیار لذت بردم. نویسنده به خوبی توانسته بود جو حاکم بر شرایط دانشجویان شریف ۸۲ را به شکلی جذاب و قابل فهم توضیح دهد. زبان کتاب بسیار روان و گیرا بود و من را تا پایان با خود همراه کرد. شخصیتهای کتاب بسیار ملموس بودند و با آنها ارتباط برقرار کردم. این کتاب را به همه کسانی که به نگاهی خلاقانه و متفاوت علاقه دارند توصیه میکنم.