«مدام» دوماهنامه ادبیات داستانی است و هر شمارهی آن دربارهی موضوعی خاص است. شماره ششم این مجله دربارهی رفاقت است. این شماره در آستانهی یکسالگی مجله چاپ شده است. رفاقت مسالهای است که هر کسی طعمی متفاوت از آن را تجربه کردهاست و آن را به زعم خود توصیف کرده. همهی ما درکی از این واژه داریم. پشت این واژه برای خودمان داستانها ساختهایم. یک سرباز به اندازهی بیست سال از آن دو سال نه چندان خوش، خاطره دارد و رفاقتها رقم زده است. رفاقتهایی ممکن است به مدرسه و دوران نوجوانی گره خورده باشد. رفاقتها داستانها میسازند. این مجله دوبخش کلی به نام «واقعیت» و «خیال» دارد. بخش واقعیت شامل ناداستان است و بخش خیال داستان. بخش واقعیت براساس تجربیاتی واقعی است. هرکسی در زندگی تجربیاتی دارد که از گفتن آنها میترسد و گاه دوست دارد فریادشان بزند که آدمها شریک بشوند و بشنود آنچه بر او گذشته. در بخش «واقعیت» شاهد روایت آدمهایی هستیم که نترسیدهاند و گفته اند. «معادلهی دو مجهولی» از رامبد خانلری، «مادام مادلن رفیق من است» از یاسین حجازی، «نگاه دارد سر رشته تا نگه دارد» از مژده سالار کیا و «مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق» نوشتهی رضا زنگیآبادی برخی از مطالب این بخش هستند. «مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق» داستان نوجوانهایی است که زندگی را در اواخر دههی پنجاه و دههی شصت تجربه کردهاند؛ قصهی رابطههایی که زیر سایهی خانواده، مدرسه و اتفاقات بزرگ آن سالها شکل میگیرند و تغییر میکنند. شروع روایت رضا زنگیآبادی درخشان است: «دوستی ما با پرتاب کلوخ آغاز شد، با شلیک یک گلوله ادامه پیدا کرد و با ترکشهای خمپاره تمام شد.» «کمپ» از مجید قیصری، «قلاب انداختن برای نجات رفیق مغروق» از حسین لعل بذری، «گفتم داستان رفیقم شده است» از بهناز علیپور گسکری و «رکوئیم چهارم آذر» نوشتهی حسین قسامی برخی از داستانهای بخش «خیال» هستند. محمدرضا جوان آراسته مدیر صاحب امتیاز و مدیر مسئول، سید احمد بطحایی جانشین مدیر مسئول و مصطفی جواهری سردبیر این مجله هستند. «مدام» مجلهای خوش سر و شکل با گرافیکی جذاب و مطالبی خواندنی برای علاقمندان به داستان و ناداستان است.