کتاب «هنرمند و زمانه» نوشتهی مارینا تسوتایوا، شاعر برجسته روس، اثری است که جایگاهی ویژه در حوزهی نقد ادبی و نظریه شعر دارد. این کتاب نخستین بار به زبان روسی منتشر شد. این مجموعه شامل هشت مقاله است که تسوتایوا در آنها با نثری پرشور، آتشین و سرشار از بلاغت، به پرسشهای بنیادین درباره ماهیت شعر، نقش وجدان در آفرینش هنری، نسبت شاعر با منتقد و جایگاه زمان و حافظه در شکلگیری شعر میپردازد. در این کتاب، تسوتایوا شعر را صرفا هنر زیباشناسانه نمیبیند، بلکه آن را عملی اخلاقی و مسئولانه میداند. او در مقالهی اصلی با همین عنوان، استدلال میکند که شعر نمیتواند از وجدان جدا شود و هنری که تنها به زیباییهای سطحی یا تقلید بسنده کند، چیزی جز «آب شعر» نیست. در مقالهی «شاعر در باب منتقد»، او نگاه تندی به نقش منتقد دارد و معتقد است که نقد میتواند نیت شاعرانه را تحریف یا محدود کند. در مقالهی «شاعر و زمان»، به رابطهی پیچیدهی شعر با حافظه، تاریخ و گذر زمان میپردازد و نشان میدهد که چگونه زمان نه تنها پسزمینهای برای شعر، بلکه بخشی از بنیاد آن است. افزون بر این، مجموعه شامل ترجمههایی از شعرهای خود تسوتایوا درباره مضامین شاعرانه و نیز تأملاتی درباره شاعران برجسته روس مانند پاسترناک، ماندلشتام و مایاکوفسکی است. او حتی در مقالهای به موضوع ترجمه میپردازد و با تحلیل ترجمه ژوکوفسکی از ارلکینگ گوته، به پرسش از امکان و محدودیتهای انتقال شعر میان زبانها میپردازد. سبک تسوتایوا در این مقالات متمایز است: نثر او گزنده، سرشار از فوریت و آگاهی اخلاقی، و بهجای استدلال آرام و منطقی، بیشتر به بیانی پرشور و خطابهوار نزدیک میشود. او بهعنوان شاعری که خود با زندگیای دشوار، تبعید و فشارهای سیاسی و ادبی دست به گریبان بوده است، تأملاتش را با تجربه زیستهی خویش پیوند میزند و همین امر به نوشتههایش وزنی خاص و صدایی منحصربهفرد میبخشد. ترجمهی لیوینگستون توانسته بخش زیادی از این صدا را در زبان انگلیسی حفظ کند و همراه با یادداشتها و واژهنامه، زمینهای فراهم آورده که خوانندگان غیرروسی نیز به دنیای اندیشهی تسوتایوا راه یابند. مضامین اصلی این اثر حول چهار محور شکل میگیرند: نخست، پیوند جدانشدنی هنر و وجدان که به باور تسوتایوا ضامن اصالت و حقیقت در شعر است؛ دوم، مبارزه با تقلید و سطحینگری در شعر که او آن را بزرگترین خطر برای هنر میداند؛ سوم، اهمیت زمان و حافظه در فرایند شاعرانه؛ و چهارم، جایگاه شاعر در برابر منتقد و جامعه ادبی. این پرسشها کتاب را به متنی صرفا دانشگاهی محدود نمیکنند، بلکه آن را به اثری زنده و الهامبخش برای شاعران و خوانندگان جدی بدل میسازند. البته خواندن کتاب خالی از چالش نیست. برای درک کامل برخی مقالات، آشنایی با زمینه ادبی روسیه ضروری است و لحن تند و سازشناپذیر نویسنده ممکن است برای بعضی خوانندگان بیش از حد تجویزی به نظر برسد. بااینحال، ارزش کتاب در همین پافشاری بر جدیت و مسئولیت شعر نهفته است. در نهایت، هنر در پرتو وجدان چیزی فراتر از مجموعهای از مقالات انتقادی است. این کتاب بیانیهای است درباره اینکه چرا شعر اهمیت دارد و چگونه میتواند فراتر از زیبایی، به ضرورتی اخلاقی و انسانی بدل شود. تسوتایوا در این اثر، شعر را نه سرگرمی یا زینت، بلکه میدان مبارزهای میان حقیقت و پوچی معرفی میکند. برای خوانندگانی که به دنبال فهمی عمیقتر از رابطهی میان هنر، اخلاق و زندگی هستند، این کتاب همچنان اثری پرقدرت و ماندگار است.
درباره مارینا تسوتایوا
مارینا ایوانوونا تسوتایوا زاده ۸ اکتبر ۱۸۹۲ و درگذشته ۳۱ اوت ۱۹۴۱، شاعر و نویسنده اهل روسیه بود. در سوربن فرانسه درس خواند و در ۳۱ اوت ۱۹۴۱ مدتی پس از آنکه همسرش به جرم خیانت تیرباران شد با حلقآویز کردن خود از درختی خودکشی کرد.
هنگام خرید حواستان باشد کتاب شامل چهار جستار است که سه تای آنها قبلا به قلم همین مترجم در کتاب «آخرین اغواگری زمین» (نشر اطراف) منتشر شده و تنها جستار چهارم که جوزف برودسکی درباره تسوتایوا نوشته جدید است. در صفحه اول کتاب هم این نکته آمده.