«زنها» اثر کریستین هانا تصویری صمیمی از بلوغ در دورانی خطرناک و داستانی حماسی از ملتی تقسیمشده است. زنان می توانند قهرمان باشند هنگامی که دانشجوی بیستسالهی پرستاری فرانسیس «فرانکی» مک گرت این کلمات را میشنود، منقلب میشود. او که در دنیای پرآفتاب و بتهای کالیفرنیای جنوبی بزرگ شده و در پناه والدین محافظهکارش قرار گرفته است، همیشه به انجام کار درست افتخار میکند. اما در سال ۱۹۶۵، جهان درحال تغییر است و او ناگهان جرات میکند آیندهی متفاوتی را برای خود تصور کند. وقتی برادرش برای خدمت به ویتنام اعزام میشود، او به سپاه پرستار ارتش میپیوندد و راه او را دنبال میکند. فرانکی به اندازهی مردانی که برای جنگیدن به ویتنام فرستاده شدهاند سبز و بیتجربه است، غرق در هرجومرج و ویرانی جنگ است. هر روز قمار مرگ و زندگی، امید و خیانت است. دوستیها عمیقاند و میتوانند در یک لحظه از بین بروند. در جنگ، او با افراد خوششانس، شجاع، شکسته و گمشده ملاقات میکند و تبدیل به یکی از آنها میشود. اما جنگ فقط آغازی برای فرانکی و دوستان کهنهکارش است. نبرد واقعی در بازگشت به خانه با آمریکای تغییریافته و تقسیمشده، معترضان خشمگین و کشوری است که میخواهد ویتنام را فراموش کند. «زنها» داستان زنی است که به جنگ رفته اما نوری را بر تمام زنانی میتاباند که خود را در معرض خطر قرار میدهند و فداکاری و تعهدشان به کشورشان اغلب فراموش شده است. رمانی دربارهی دوستیهای عمیق و میهنپرستی جسورانه، داستانی پربار با قهرمانی بهیادماندنی که آرمانگرایی و شجاعت زیر آتش را تعریف میکند.
برنده جایزه بهترین رمان تاریخی سال 2024 از نگاه کاربران گودریدز... این کتاب، 10 هفته در سال 2024 در صدر پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز بوده که واقعاً دستاورد بزرگیه... بطور کلی کریستین هانا از اون نویسنده هاییه که توی جهان به شدت کتابهاش محبوب و پرفروش هستند، اما در ایران نه... کتاب در مورد جنگ ویتنام هست... یکی از ویژگیهای کتابهای کریستین هانا این هست که به بخش هایی از تاریخ میپردازه که خیلیها نسبت بهش بی توجه بودن... توی این کتاب هم میاد به شرح حال پرستارهای خانم حاضر در جنگ ویتنام میپردازه... اولاَ که توی کتاب بارها به این اشاره میشه که کمتر کسی از نقش و حضور زنها در جنگ ویتنام مطلع هست و ثانیاً نحوه روایت خیلی واقع گرایانه است و کاملاً آدم رو میبره توی دل داستان. ثالثاً اینکه چقدر خوب به چالشهای تصمیم یه زن برای شرکت در جنگ پرداخته شده... هم برخورد خانواده اش با این تصمیم و بعد خود حضور در جنگ ... بعدش بازگشت از جنگ و برخورد مردمی که مخالف جنگ هستن و بعدتر مشکلات روحی و روانی که جنگ روی افراد میذاره... خیلی خوب بود... بخونید تا ببینید که آسیبهای جنگ فقط محدود به تیر و ترکشها و تلفات جانی و خسارات به ساختمون و زیرساختها نمیشه... بلکه تاثیرات روحی و روانی که روی آدمها میگذاره... هر چقدر کتاب در مورد جنگ میخونیم، اما باز هم میبینیم که جا برای خوندن و نوشتن زیاد داره
موجودش کنید دیگه.