1. خانه
  2. /
  3. کتاب قانون جاذبه

کتاب قانون جاذبه

نویسنده: ژان تولی
3.73 از 12 رأی

کتاب قانون جاذبه

Les lois de la gravité
انتشارات: نشر چشمه
٪10
350000
315000
معرفی کتاب قانون جاذبه
رمان «قانون جاذبه» اثر ژان تولی، نویسنده‌ی معاصر فرانسوی، در سال ۲۰۰۳ منتشر شد که داستانی کوتاه اما به‌غایت فشرده و پرتنش را روایت می‌کند. این اثر که بر پایه‌ی یک پرونده‌ی واقعی الهام گرفته شده، در مرز میان تریلر روان‌شناختی و درام اجتماعی حرکت می‌کند و با زبانی ساده اما نافذ، به پرسش‌هایی بنیادین درباره‌ی عدالت، گناه، و وجدان انسانی می‌پردازد. داستان در یک شب آرام و در فضای بسته‌ی یک ایستگاه پلیس رخ می‌دهد؛ جایی که ستوان پونتواز، افسر پلیسی خسته و در آستانه‌ی پایان شیفت کاری‌اش، ناگهان با زنی روبه‌رو می‌شود که برای اعتراف آمده است. او می‌گوید ده سال پیش، شوهر دائم‌الخمر و خشن خود را که سال‌ها او و فرزندانش را آزار داده بود، از طبقه‌ی یازدهم ساختمان به پایین هل داده و سپس وانمود کرده که حادثه خودکشی بوده است. حالا، درست در شب پایانی پیش از انقضای مهلت قانونی پیگرد، احساس گناه و اضطراب وجدان، او را واداشته تا تسلیم شود. اما ستوان، که در ابتدا سعی دارد ماجرا را نادیده بگیرد و از بار قانونی آن بگریزد، درگیر جدالی درونی با حس عدالت، همدلی و خستگی اخلاقی خود می‌شود. این تقابل دو انسان - یکی در جست‌وجوی رستگاری، دیگری درگیر شک و بدبینی - بطن اصلی رمان را شکل می‌دهد. عنوان اثر، «قانون جاذبه»، هم‌زمان به قانون فیزیکی سقوط و به نیروی نامرئی وجدان و گناه اشاره دارد. همان‌گونه که جاذبه جسم را به زمین می‌کشد، حس گناه نیز روح را به درون فرو می‌برد. این استعاره، شالوده‌ی رمان را می‌سازد: سقوط شوهر، سقوط اخلاقی، و کشش اجتناب‌ناپذیر میان قانون بیرونی و قانون درونی وجدان. زمان در داستان همچون تیک‌تاک ساعت نقش ضدقهرمان را ایفا می‌کند؛ سه ساعت تا پایان شیفت و پایان مرور زمان، سه ساعت تا نابودی یا رستگاری. این ساختار زمانی فشرده، فوریتی نفس‌گیر می‌آفریند و گفت‌وگوی میان دو شخصیت را به دوئلی روانی بدل می‌سازد که در آن، قانون، اخلاق و انسانیت در تعارض قرار می‌گیرند. تولی با کمترین عناصر روایی و در محیطی محدود، جهانی پر از تناقض می‌سازد. زن، هم قربانی است و هم مجرم؛ قانون، هم پاسدار عدالت است و هم کور در برابر رنج انسانی؛ و وجدان، تنها نیرویی است که در برابر انقضای زمان نمی‌ایستد. نثر تولی موجز، خشک و بی‌پیرایه است اما همین اختصار به شدت و خلوص لحظه‌ها می‌افزاید. رمان بیشتر به گفت‌وگو و درگیری ذهنی متکی است تا کنش بیرونی، و همین امر به آن حال‌و‌هوایی تئاتری و فلسفی می‌بخشد. از خلال این برخورد محدود، نویسنده تصویری گسترده‌تر از جامعه‌ای بی‌تفاوت به خشونت خانگی و بوروکراسی خسته‌ی نظام عدالت ارائه می‌دهد. برخی منتقدان پایان رمان را باز و ناگهانی دانسته‌اند، اما همین ابهام، بخشی از نیروی اثر است: پاسخ نهایی در خود خواننده شکل می‌گیرد، نه در قانون. «قانون جاذبه» بیش از آنکه درباره‌ی جنایت باشد، درباره‌ی وزن وجدان است؛ درباره‌ی اینکه چگونه سقوطی از پنجره می‌تواند به فروپاشی درونی یک عمر بدل شود. تولی در این رمان کوتاه اما ماندگار، از دل یک شب و یک گفت‌وگو، نمایش کاملی از کشمکش میان جرم و بخشایش، قانون و انسانیت، و سقوط و رستگاری خلق می‌کند - اثری که در سادگی‌اش، نیرویی گرانشی و ماندگار دارد.
درباره ژان تولی
درباره ژان تولی
ژان تولی، زاده ی 26 فوریه ی 1953، کاریکاتوریست، فیلمنامه نویس و رمان نویسی فرانسوی است. او علاوه بر فعالیت در عرصه ی تصویرسازی و ساخت فیلم، تا کنون ده کتاب موفق و پرفروش نوشته و از جوایز ادبی نیز سهمی داشته است. تولی همچنین در زمینه ی نوشتن زندگی نامه نیز فعالیت می کند.
مقالات مرتبط با کتاب قانون جاذبه
مرگ می‌تواند به موفقیت تبدیل شود در مغازه‌ی خودکشی
مرگ می‌تواند به موفقیت تبدیل شود در مغازه‌ی خودکشی
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب قانون جاذبه"
12 نظر تا این لحظه ثبت شده است

قشنگ بود، هم کتاب هم ترجمه خانوم زهرا قدیمی. هم دیالوگ‌ها بامزه بود هم داستان اندازه و نقلی و خلاصه ادای چیزی رو در نمیاورد، خودش بود و جذاب. و یه پایان خوب که جای زن و مرد رو باید عوض کنی که این تقابل عشق و وظیفه درک شه. همه سعیمو کردم اسپویل نکنم:) یه فیلمم از این کتاب ساختن که تریلشو دیدم نقش ژیل پونتوآز رو یه خانوم بازی میکرد :I یعنی سردر تفکر کارگردان اون فیلم رو باید گل گرفت.

1405/04/18 | توسطفیاض سروقد
1
| |

بعد از خواندن «مغازه خودکشی»، «قانون جاذبه» از همان نویسنده، ژان تولی، برایم تجربه متفاوتی بود. داستان، کشمکش جذابی بین یک زن مجرم و یک پلیس دارد که به‌خوبی مخاطب را درگیر می‌کند. نکته اصلی داستان برای من همین‌جا بود: بازی روانی عجیبی که شکل می‌گیرد؛ پلیسی که برای منصرف کردنِ زن از جرم، خودش لب به اعتراف می‌گشاید و از لایه‌های پنهان زندگی‌اش می‌گوید. این فضای دوطرفه، قصه را از یک ماجرای پلیسی صرف، به یک درامِ روان‌شناختی عمیق تبدیل کرده بود. در کنار داستان گیرا، باید یک تشکر ویژه هم از خانم زهرا قدیمی داشته باشم. ترجمه ایشان آن‌قدر روان و عالی بود که هیچ مانعی بین فکر نویسنده و درک من وجود نداشت و لذتِ خواندن کتاب را چندین برابر کرد. اگر به دنبال داستانی هستید که در آن، مرز بینِ «مجرم» و «حافظِ قانون» در جریانِ یک گفت‌وگوی نفس‌گیر کمرنگ می‌شود، «قانون جاذبه» انتخاب خیلی خوبی است.

1405/03/09 | توسطفرهاد ناجی
1
| |

جالب نبود بیشتر عصبی میشدم تا اینکه لذت ببرم نسبت به دیگر آثار بسیار ضعیف!

1405/01/28 | توسطکاربر سایت
0
| |

من در درجه اول آدم خوران و بعد مغازه خودکشی و بعد قانون جاذبه و بعد خرزهره رو دوست داشتم پایان کتاب قانون جاذبه من رو کمی ناامید کرد شاید گفتگوهای میان دو شخصیت بسیار برام جذاب بود اما پایانش نه راستش

1404/12/21 | توسطNili
4
| |

به خوبیه رمان‌های دیگه‌ش نیست بنظرم.

1404/12/20 | توسطManoiman
3
| |

به نسبت به مغازه خودکشی و آدم خواران که از این نویسنده خوندم به نظرم ضعیف‌تر بود و از اون اثر‌ها لذت بردم واقعا

1404/11/06 | توسطکاربر سایت
3
| |

داستانی طولانی با جزییاتی خسته کننده و حوصله سربر بعید بود از کسی که ادم خواران رو نوشته

1404/11/06 | توسط Zaza
1
| |

از مغازه خودکشی و آدم خواران ضعیف‌تر بود از ژان تولی بیش‌تر از این‌ها انتظار داشتم

1404/11/04 | توسطYuki
1
| |

ژان تولی و یکی دیگه از داستان‌های سیاه و دوست داشتنیش قانون جاذبه میگه شما هرچیزی رو که بندازی یا هلش بدی ،قطعا به سمت زمین کشیده میشه.

1404/10/23 | توسطعلی اصغر قیطرانی
1
| |

آخرش شک میکنید که نکنه کسی که این کتابو نوشته با کسی که مغازه خودکشی رو نوشته تشابه اسمی دارن... پر از سردرگمی

1404/10/14 | توسطمهدی فلاح
1
| |

به جرعت میتونم بگم بهترین و تاثیر گذار‌ترین اثر ژان تولی که تابحال نوشته یعنی مغازه خودکشی و آدم خواران و خرزهره هم خوبن ولی این از خوب بودن گذشته حتما پیشنهاد میکنم که این شاهکارش رو بخونید .

1404/08/17 | توسطکاربر سایت
2
| |

نخوندم ولی میدونم وقتی از ژان تولی هستش عالیه

1404/08/01 | توسطکاربر سایت
5
| |