کتاب مجموعه اشعار نصرت رحمانی

Selected Poems
(باران، شعر معاصر ایران)
کد کتاب : 17363
شابک : 978-6003761797
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 720
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2007
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : 5 تیر

مجموعه اشعار نصرت رحمانی
Nusrat Rahmani
کد کتاب : 33543
شابک : 978-9643513016
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 720
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : 5 تیر

معرفی کتاب مجموعه اشعار نصرت رحمانی اثر نصرت رحمانی

"مجموعه اشعار نصرت رحمانی" که به همت انتشارات نگاه به عرصه ی چاپ رسیده است، دربردارنده ی بیش از هفتصد صفحه از آثار "نصرت رحمانی" می باشد.
در آثار "نصرت رحمانی" آنچه بیش از همه به چشم می خورد، استفاده از شعر برای بیان مستقیم و بدون سانسور درد و رنج مردم عادی است. وی حقایق تلخ و دردناکی را که در واقعیت اجتماع سو سو می زند، بی پرده و صریح ارائه می کند و درک و حس خود از این مسائل را در قالب شعر می ریزد. این واقعیت می تواند تصویری از دنیای بین یک مرد و زن باشد یا تصویر پرسه و شبگردی در گوشه ی کریه منظری از شهر یا حتی سرگردانی یک فاحشه. کلمات او برای بیان این اتفاقات، خشن و محکم اند و خبری از مدارا و نقاب زدن بر ظاهر موضوع نیست.
"نصرت رحمانی" اشعارش را چنان طرح می زند که یک صورتگر، خطوط نقاشی اش را. در برخی از اشعار او که در این مجموعه جمع آوری شده اند، شاهد خلق مناظری از قلم شاعر هستیم که نظیرش در شعر فارسی کمتر پیدا می شود. مناظری که خواننده خود را در آن زنده می بیند و واقعیت به دور از خیال پردازی در آن به چشم می خورد. این جادوی رئالیسم "نصرت رحمانی"، همان چیزی است که اشعارش را این چنین غنی و باورپذیر می کند. شعر او زبان منحصر به فرد خود را داراست و نه تنها به مضامین نویی در آثار خود پرداخته، بلکه این کار را با ابداع واژگان و ترکیبات تازه ای انجام داده است. مجموعه ی این خصایص سبب شد تا "نیما یوشیج"، کسی که خود پدر شعر نوی فارسی بود، اشعار "نصرت رحمانی" را هم به سبب احساسات لطیف و هم به لحاظ جرات شاعر، تکریم بنماید.

کتاب مجموعه اشعار نصرت رحمانی

نصرت رحمانی
نصرت رحمانی (زاده ۱۰ اسفند ۱۳۰۸ در تهران - درگذشته ۲۷ خرداد ۱۳۷۹ در رشت) یکی از شاعران معاصر نوگرای ایران بود.دوره آموزش‌های دبستانی و دبیرستانی را در تهران به پایان رساند و سپس وارد مدرسه پست و تلگراف و تلفن شد. او به کار در رادیو و روزنامه‌نگاری پرداخت؛ همچنین مسوول صفحات شعر مجله زن روز شد.در دههٔ چهل و پنجاه شمسی، نصرت رحمانی طرفداران زیادی در میان مردم به ویژه جوانان داشت. او اواخر عمر در شهر رشت زندگی می‌کرد.در همین شهر از دنیا رفت و در گورستان سلیمان‌داراب در حوالی ...
قسمت هایی از کتاب مجموعه اشعار نصرت رحمانی (لذت متن)
پس از باران، آنک ستارگان می درخشند وشن روشن !

دستهای مان/ بالای تخت به دیوار بر میادین شهر/ حتی بر دکمه های … جلیقه/ زنجیر بسته ایم و یک ساعت/ بی آنکه قبله نمایی به دست بگیریم/ در موجتاب اینه را ندیم/ و … واماندیم/ زندان چه هست ؟ جز انسان درون خود/ راستی که هیچ زندانی به کوچکی مغز نیست/ آری ما همه زندانیان خویش تنیم

او یک نگاه داشت/ به صد چشم می نهاد/ او یک ترانه داشت/ به صد گوش می سرود/ من صد ترانه خواندم و/ نشنود هیچکس/ من صد نگاه داشتم و/ دیده ای نبود

خودکار بیک من/ وقتی میان بالش انگشت/ آرام می گرفت/ انگار خون صاحب خود/ وام می گرفت !/ هی می نوشت/ هی می نوشت/ هی/