در گذرگاه شب و روزت اگر خار و خسی است، با دو انگشت کرامت بر کن و آزاد باش. بعد از خواندن پاره نکردیم قصۀ زندگی زنی از خلال نامههایش است. نامههایی صدساله که هنگام تخریب یک ساختمان قدیمی در یک چمدان پیدا شدند. قصۀ رباب دیدهبان، زنی ساده و معمولی که در روشنایی شعلۀ تنها چراغ خانه مینشست و برای خودش، برای من و برای تو مینوشت و بخش مهمی از تاریخ ایران را بازمیگفت؛ بخشی که در پستوها، نامهها و چمدانهای چرمی قدیمی و توی زیرزمینهای خاکگرفتۀ خانههای کلنگی گم شده بود. قصۀ خودش و تمام زنانی را که برای اولین بار، بیخجالت و ترس از عشق و درد و حتی خشمشان حرف زدند، زنانی که دندان روی هم فشردند، از پلههای مرمری ساختمان تلگرافخانه بالا رفتند، در اتاقهای دلگیر روسای بیحوصله را باز کردند و روشن و سربلند وارد شدند و به قول پدر رباب حتی کاری مردانه کردند؛ اما همیشه زن بودند، عاشق بودند و عاشق ماندند.
من این کتاب رو همین الان تموم کردم و خواستم بگم که فوق العاده بود ؛ من اولین بار توی همین سایت این کتاب رو دیدم و طرح جلد اول جذبم کرد و بعد خلاصه ای که از کتاب خوندم؛ اینکه نامههای یک خانمی که توی دوره پهلوی اول میزیسته، جمع آوری شده و برای من واقعا جذاب و جدید بودش ! داستان زندگی این خانم توی سه دهه که از همون نامهها نقل میشه تا نامه هایی که به شخص شاه مینویسه واقعا خیلی قشنگ بودش. همه چیز واقعا فوق العاده بود از طرح جلد تا خود محتوا و تاریخ نگاری راجع به تمامی خانوادههای داستان که گویا همگی از خانوادههای سرشناسی بودن 👌🏻
عزیزم لطفا بگید کتاب سیاسی بود ؟
نه اصلا ؛ نامههای یه خانمی به اسم رباب جمع آوری شده که از اون نامهها به وضعیت زندگیشون پی میبریم؛ حالا از نامه هاشون به همسرشون ، عمدتا ، تا شخص خود شاه