«اسکندر» نوشتهی ساموئل ویلارد کرامپتون از مجموعه «رهبران دنیای باستان» است که به زندگی اسکندر میپردازد، فرمانروایی که در عمر 32 سالهاش اکثر نقاط جهان را فتح کرد. زندگی اسکندر کوتاه، سریع و موفق بود. شهرت او به عنوان فرماندهی نظامی بیرقیب بود و الهامبخش مردانش تا بیباکانه به سوی میدان نبرد بروند. تاریخ سرشار از مردان و زنانی است که به هدفشان نمیرسند ولی اسکندر به گروه کوچکی از معدود رهبرانی تعلق دارد که تمام راه را رفتند. او حتی در زمان حیاتش اسکندر کبیر خوانده میشد. پدر اسکندر، شاه فیلیپ دوم و مادرش ملکه المپیاس هر دو در خاندان سلطنتی به دنیا آمده بودند. بر طبق برخی افسانهها که اسکندر هم باورشان داشت، نسب اجداد پدری اسکندر به هرکول قهرمان باستانی یونان میرسید. اسکندر یا الکساندر فرزند پادشاه فیلپ دوم، حکمران سرزمین مقدونیه، در سال 365 قبل از میلاد مسیح متولد شد. مقدونیه در شمال یونان باستان قرار داشت. پادشاه فیلیپ دوم 7 همسر داشت که یکی از محبوبترین آنها اسکندر را برایش به دنیا آورد. گویی از همان ابتدا همه چیز نوید بلندپروازیها و پیروزیهای اسکندر را میداد. اسکندر نزد برخی از بزرگترین مربیان یونان باستان تعلیم دید و پس از به قتل رسیدن پدرش به پادشاهی رسید و با تلاش بسیار حکومتش را تثبیت کرد. او برای پیروزی در جنگها از راهبردهای زیرکانه و ارتشی انبوه بهره میبرد. پس از هر پیروزی تمایل او به شهرت و ثروت فزونی مییافت. وقتی اسکندر در سی و دو سالگی در گذشت، بیشتر بخشهای شناخته شدهی جهان را تصرف کرده بود. این کتاب مثل کتابهای دیگر این مجموعه مقدمهای به قلم آرتور. ام. شلزینگر دارد که عنوان آن دیباچهای بر رهبری است. او معتقد است که رهبری نیروی محرکهای است که تمدن ما را به پیشرفت واداشته است. رهبری تعامل عمومی با تاریخ است. فصل اول کتاب با عنوان «اسب و پسر» به ماجرای اسکندر و رام کردن اسبی وحشی به نام بوکفالوس میپردازد. بعد از رام کردن آن اسب، فیلیپ پدر اسکندر میگوید: «پسرم بهتر بود سعی میکردی قلمروی پیدا کنی که برازندهی تو باشد. مقدونیه برای تو بسیار کوچک است.» بعضی آدمها به دنیا میآیند که پیروز شوند، در حالیکه بعضیها زاده میشوند که الهامبخش باشند یا برانگیزاننده؛ اسکندر همهی این ویژگیها را داشت. رام کردن بوکفالوس نه تنها اولین پیروزی او بود، بلکه یکی از دوستان همیشگی شاهزاده شد. آنها هجده سال بعدی زندگیشان را با هم سهیم بودند و در کنار یکدیگر از مقدونیه تا هند سفر کردند. «اسکندر» کتابی جذاب است که علاقمندان به تاریخ باستان و رهبران آن دوره از خواندن آن لذت میبرد و با شخصیت اسکندر و فتوحات او که آمیخته با افسانه است، بیشتر آشنا میشوند.
درباره ساموئیل ویلارد کرامپتون
ساموئل ویلارد کرامپتون (Samuel Willard Crompton) بیشتر عمر خود را در فاصله 100 مایلی بوستون گذرانده است، اما هرگز بچه شهر نبوده است. بلکه او پسر روستایی بود که شهر را از دور مشاهده می کرد.