«کوروش کبیر» نوشتهی ساموئل ویلارد کرامپتون از مجموعه «رهبران دنیای باستان» است که به زندگی کوروش کبیر اولین پادشاه سلسله هخامنشی میپردازد. کوروش کبیر امپراطوری بزرگ هخامنشیان را بنیان گذاشت و توانست به اولین کسی در تاریخ تبدیل شود که کل دنیا را زیر یک پرچم آورد. این کتاب ۹ فصل دارد به همراه یک گاهشمار از زندگی کوروش. «یک آمریکایی در ایران» عنوان فصل اول کتاب است و موضوع آن ماجرای سفر ویلیامز جکسون، استاد زبانهای ایرانی در دانشگاه کلمبیا، به همدان و کرمانشاه است. آنچه در این سفر جکسون را شگفتزده میکند؛ بازدید او از آرامگاه کوروش است که به گفته خودش در این بازدید دچار مکاشفه میشود. عنوان فصل دوم «قدرت خیر و قدرت شر» است که در آن به پیشینهی کوروش، شرحی از دوران کودکی و جوانی او میپردازد. اوضاع جهان در روزگار کوروش در فصل سوم با عنوان «جهانی که کوروش میشناخت» آمده است. «از شاهزادگی تا پادشاهی» عنوان فصل چهارم است و در آن شرحی از کلام گزنفون دربارهی کوروش نقل شده است. نویسنده معتقد است که گزنفون کوروش کبیر را بسیار میستود و هر چه بیشتر در خاک ایران سفر میکرد، شیفتگیاش به او بیشتر میشد. ساموئل ویلارد کرامپتون در فصل پنجم کتاب خود با عنوان «بهسوی غرب»، نبرد کروزوس، پادشاه لیدیه در برابر کوروش و انگیزههای آن را بررسی میکند. به گفتهی نویسندهی کتاب، در نبرد خونین اولیه هیچکدام از طرفین پیروز نشدند اما در نبردهای بعدی کوروش توانست سارد را تصرف کند. شرح شورشهای رخ داده در لیدیه پس از بازگشت کوروش، سرکوب این شورشها توسط سرداران کوروش در فصل ششم با عنوان «به سوی دمیدن سپیده» آمده است. ساموئل ویلارد کرامپتون در فصل هفتم با عنوان «مرکز جهان» به ذکر حمله کوروش به بابل میپردازد. «شاه شاهان» عنوان فصل هشتم است که با ورود او به بابل آغاز میشود. زمینههای نگارش منشور کوروش در صفحات ابتدایی فصل شاه شاهان آمده است و در ادامه نویسنده به شرح آماده شدن کوروش برای مرگ در آستانه ۵۰ سالگی و نبرد او با ملکه صحراها میپردازد. آخرین فصل کتاب مسئلهی جانشینی در سلسلهی هخامنشیان را مورد توجه قرار میدهد و ضمن تردید در پیشینه داریوش، ازدواج او با یکی از دختران کوروش را عامل پیوستگی او به این سلسله برمیشمارد. «کوروش کبیر» کتابی خواندنی و جذاب است که علاقمندان به تاریخ باستان و تمدن ایرانی از خواندن آن لذت میبرند و با سلسلهی هخامنشی و تمدن پرغرور و باشکوه ایرانی بیشتر آشنا میشوند.
درباره ساموئیل ویلارد کرامپتون
ساموئل ویلارد کرامپتون (Samuel Willard Crompton) بیشتر عمر خود را در فاصله 100 مایلی بوستون گذرانده است، اما هرگز بچه شهر نبوده است. بلکه او پسر روستایی بود که شهر را از دور مشاهده می کرد.