«همسر طبقهٔ بالا» (The Wife Upstairs) رمانی در ژانر تریلر روانشناختی و تریلر خانگی از فریدا مکفادن است که نخستین بار در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. مکفادن داستان را از دل موقعیتی آشنا در این ژانر آغاز میکند: خانهای بزرگ، ازدواجی که از بیرون تصویری تقریبا آرمانی دارد و زنی که پس از حادثهای شدید دیگر قادر نیست روایت خود را بهآسانی بیان کند. اما مسئلهٔ اصلی رمان خود حادثه نیست؛ مسئله این است که وقتی یکی از شخصیتها امکان سخنگفتن و دفاع از روایت خود را از دست داده، خواننده بر چه اساسی باید تشخیص دهد کدام روایت قابل اعتماد است. ویکتوریا بارنت پیش از حادثه زندگی موفقی دارد: در حرفهٔ پزشکی فعالیت میکند، با مردی به نام آدام ازدواج کرده و در خانهای مرفه زندگی میکند. حادثهای او را از نظر جسمی بهشدت وابسته میکند؛ توان حرکت و انجام بسیاری از کارهای روزمره را از دست میدهد و قدرت تکلمش نیز آسیب میبیند. آدام برای مراقبت از او سیلویا رابینسون را استخدام میکند. سیلویا وارد خانهای میشود که در ظاهر همهچیز در آن توضیحی معقول دارد: شوهر فداکار، همسر بیمار و مراقبی که باید جای خالی ارتباط انسانی را پر کند. خیلی زود روشن میشود که ویکتوریا بیش از آنچه دیگران تصور میکنند از محیط اطرافش آگاه است و تلاش دارد چیزی را به سیلویا بفهماند. مکفادن بخش مهمی از تعلیق را با ورود نوشتههای ویکتوریا به روایت میسازد. در کنار تجربهٔ زمان حال سیلویا، خواننده به گذشتهٔ زندگی ویکتوریا دسترسی پیدا میکند و تصویر ازدواج او با آدام آرامآرام شکل دیگری میگیرد. این ساختار دو کار انجام میدهد: از یک سو اطلاعاتی را در اختیار خواننده قرار میدهد که سیلویا باید معنای آنها را کشف کند، و از سوی دیگر دائما مسئلهٔ اعتبار منبع را پیش میکشد. وجود یک روایت مکتوب لزوما به معنای حقیقتبودن آن نیست؛ همانطور که ظاهر رفتار شخصیتها نیز نمیتواند بهتنهایی ملاک قضاوت باشد. رمان از فاصلهٔ میان این دو سطح برای ایجاد سوءظن و تغییر مداوم برداشت خواننده استفاده میکند. در مرکز «همسر طبقهٔ بالا» مجموعهای از مضمونهای آشنا در تریلرهای خانگی قرار دارد: کنترل در روابط عاطفی، انزوا، دستکاری روانی، وابستگی اقتصادی و دشواری تشخیص حقیقت در رابطهای که هر طرف روایتی متفاوت از گذشته دارد. مکفادن این موضوعها را بیشتر از خلال کنش و افشای تدریجی اطلاعات پیش میبرد تا تحلیل مستقیم روانشناختی. به همین دلیل رمان بیش از آنکه مطالعهای عمیق دربارهٔ خشونت یا قدرت در ازدواج باشد، از این عناصر برای ساختن دستگاه تعلیق خود استفاده میکند. توانایی اصلی کتاب در ریتم آن است. فصلها و اطلاعات به گونهای تنظیم شدهاند که خواننده مرتب ناچار شود فرض قبلی خود را بازبینی کند. مکفادن در اینجا همان روشی را به کار میگیرد که بعدها به یکی از مشخصههای شناختهشدهٔ تریلرهای او تبدیل شد: روایت سریع، اطلاعات محدودشده و افشاهایی که در لحظهٔ مناسب معنای صحنههای قبلی را تغییر میدهند. این ویژگی کتاب را برای خوانندهای که بیش از ظرافت نثر یا شخصیتپردازی مفصل به دنبال کشش روایی است، جذاب میکند. همین سازوکار، محدودیت رمان را نیز آشکار میکند. بعضی تصمیمهای شخصیتها و برخی مقدماتی که برای رسیدن داستان به نقاط بحرانی لازماند، بیشتر در خدمت پیچشهای روایی قرار میگیرند تا اینکه کاملا از منطق شخصیتها ناشی شوند؛ شماری از نقدهای کتاب نیز به همین میزان از تصنع در موقعیتها و رفتارها اشاره کردهاند. بااینحال، اگر «همسر طبقهٔ بالا» را بر اساس هدف خودش بسنجیم، کتاب بیش از هر چیز بازیای با اعتماد است: خواننده باید مدام تصمیم بگیرد به آنچه میبیند، آنچه میخواند یا کسی که داستان را تعریف میکند تا چه اندازه اعتماد کند. پرسش باقیمانده این نیست که چه کسی بهتر میتواند داستانش را تعریف کند، بلکه این است که وقتی دسترسی ما به حقیقت همیشه از خلال روایت دیگران میگذرد، از کجا میفهمیم چه زمانی فریب خوردهایم.
درباره فریدا مک فادن
فریدا مک فادن، نویسنده پرفروش آمازون شماره 1 اهل امریکا، یک پزشک متخصص در آسیب مغزی است که چندین رمان هیجان انگیز روانشناختی و رمان های طنز پزشکی پرفروش Kindle را نوشته است.