شتاب کنرنج واژههادر شعر شوریده من شعلهور شده
بلغزبر پوسته تنهاییام راهی بگشا به درون این مساحت منگ
شتاب کن و آب کن قندیلهای غم را از شمایل این روح اسیر در زمهریر مرگ
شتاب کن تیغه طغیان به شاهرگ شکیبایی نزدیک شده