ضحاک با خود گفت: «این شیعیان دوآتشه علی از جان خود بیم ندارند این مرد آن گونه به میدان آمده است که گویی قصد بازگشت به دیار خویش را ندارد نیزه ای برداشت و به طرف مردی رفت که رجز میخواند پیش از آن که به او برسد مرد با چند نفر از یاران ضحاک درگیر شد یک تنه به آنها هجوم آورد و چالاک شمشیر زد مردان گروه ضحاک عقب نشستند و با تردید به جنگجو نگاه کردند ضحاک از شجاعت او حیرت زده شد اما خشمگین از عقب نشینی ،افرادش به سوی او رفت سربازان ضحاک با دیدن او جرئت یافتند و به سوی مرد هجوم بردند و دوباره با ضربه های برق آسای او عقب نشستند. مرد با قد کوتاهش مثل فرفره دور خود می چرخید و گاهی مثل فنر بالا و پایین می رفت ششیرش را مثل جسمی سبک از این دست به آن دست میداد و به سرعت به چپ و راست حمله می.کرد با رقص یا و شمشیر به یکی از مهاجمان ضربه زد و مقابل چند ضربه جاخالی داد و مثل تیر به طرف سپاه خود برگشت.
غلامرضا آبروی نویسنده ایرانی متولد سال 1338 میباشد.