کتاب «نقد فروید، تاریخ روانکاوی، روششناسی و اخلاق» را نباید یک نقد معمولی دانشگاهی دانست؛ این اثر بیشتر شبیه به یک دادگاه تاریخی است که در آن، تاد دوفرین نقش دادستان را بازی میکند و مشهورترین منتقدان روانکاوی را به جایگاه شهود فرا میخواند. تاد دوفرین در این مجموعه گفتگوها، تریبون را به کسانی سپرده که دهههاست تلاش میکنند هالهی تقدس پیرامون زیگموند فروید را بشکنند و نشان دهند که پادشاه، در حقیقت هیچ است. بیشترین توجه نویسنده به بحث «راستیآزمایی» است. دوفرین به سراغ چهرههای برجستهای در ناقدان فرویدی رفته است؛ از فردریک کروز و فرانک چیوفر گرفته تا میکل بورچ-جاکوبسن. حرف مشترک این منتقدان این است که روانکاوی نه یک علم، بلکه نوعی ادبیات خلاقانه و یا حتی یک شبهمذهب است که بر پایهی دادههای دستکاری شده بنا شده است. در این گفتگوها، ما با چهرهای از فروید روبرو میشویم که برای اثبات نظریاتش، پروندههای پزشکی را تحریف میکرد و شکستهای درمانی خود را به عنوان پیروزیهای بزرگ جا میزد. نویسنده، فرم مصاحبه را انتخاب کرده تا مباحث پیچیدهی تاریخی و فلسفی را با زبانی تند و تیز بیان کند. خواننده در این کتاب میبیند که چگونه اسطورههای درمان در روانکاوی مانند پرونده آنا ا یا مرد گرگنما زیر تیغ جراحی اسناد تاریخی رنگ میبازند. ادعای کتاب این است که فروید کاشف ناخودآگاه نبود، بلکه مخترع آن بود؛ مخترعی که با تلقین به بیماران، خاطراتی را در ذهن آنها میکاشت که هرگز وجود خارجی نداشتند. دوفرین در این کتاب تلاش میکند نقاب «دانشمند بیطرف» را از چهرهی فروید بردارد و او را به عنوان یک جاهطلب وسواسی معرفی کند که حاضر بود واقعیت را فدای نظریه کند. این اثر برای کسانی نوشته شده که میخواهند آن روی سکهی تاریخ روانشناسی را ببینند. اگر تاکنون فروید را تنها از طریق کتابهای درسی و ستایشنامههای پیروانش میشناختید، «نقد فروید» مانند یک دوش آب سرد عمل میکند و شما را با این پرسش تنها میگذارد: اگر پدر روانکاوی دروغ گفته باشد، تکلیف ساختمانی که بر این دروغ بنا شده چیست؟ این کتاب، تاریخچهای از فریب، کاریزما و سادهلوحی روشنفکرانه در قرن بیستم است.
درباره تاد دوفرین
تاد دوفرین، نظریهپرداز اجتماعی و فرهنگی کانادایی است که بیشتر به خاطر کارش درباره زیگموند فروید و تاریخ روانکاوی شناخته میشود. او استاد فلسفه در دانشگاه لیکهد در تاندر بی، انتاریو است.