خوب به خاطر دارم در میان آن همه صفحهای که کنار جعبه این گرامافن چیده شده بود صفحههایی که نام خانم قمرالملوک وزیری بر روی آن به چشم میخورد ناخواسته مرا به تعمق وا میداشت و مرا به جذبهای غریب فرو میبرد. وقتی آن صفحهها را روی گرامافون میگذاشتم احساس عجیبی به من دست میداد که وصف ناشدنی است. انگار آن صفحهها گلهای خشک شدهای بودند که وقتی روی گرامافن مینشستند تبدیل به گلهای با طراواتی میشدند که همان عطر و طراوت روزهای تازگیشان را پیدا میکردند.