«همهچیز هیچچیز» اولین مجموعهداستان سعید ریاحیفر، مجموعهای از داستانهای بههم پیوسته است که بر مرز واقعیتهای روزمره و خیال حرکت میکند. فضای کلی داستانهای این مجموعه براساس رفتوبرگشت میان واقعیت اجتماعی و خیال شکل گرفته است. به این معنا که شخصیتها با موقعیتهای عادی روبرو میشوند؛ موقعیتهایی مانند محدودیتهای خانوادگی، خواستههای سرکوبشده و... اما با ورود عنصری نامعمول مرز جهان واقعی و خیالی بهتدریج محو میشود. به عنوان مثال گندم شخصیت اصلی یکی از داستانها دختری است که پدرش، حاجی، معتقد است رفتن او به کلاس رقص، مایهی آبروریزی است و لباسهای گندم را در حیاط خانه آتش میزند. این موقعیتی آشنا است؛ موقعیتی تلخ در فضای سنگین سرکوب، اما این موقعیت با چرخشی نرم به مسیری خیالانگیز میرسد؛ گندم زمینی بیستهکتاری روی ماه به ارث برده است. این جهان خیالانگیز انگار گریزی از فضای تلخ و تنگنایی است که گندم در آن گرفتار شده است؛ انگار زمین برای او جای مناسبی نیست. در داستانی دیگر رضا عطار نقاشی است که بعد از دیدن یکی از تابلوهایش در میان زبالهها، به این فکر میافتد که زیاد بودن اثر باعث ماندگاری نقاش نمیشود. همین بحران او را به سمت کشف شهابسنگ و بعد به وسواس خلق اثری ماندگار سوق میدهد. در این داستان میل به تکثیرشدن، دیدهشدن و جاگذاشتن اثری از خود با حسرت، خشم و حسادت گره میخورد و روایت را به سمت موقعیتهایی میبرد که هم طنز دارند و هم تلخی. در داستان دیگری پرندگان یک قالی ناپدید میشوند و همایون، خوانندهی بزرگی که حنجرهاش زخمی است، یکیشان را پیدا میکند و خواندن را دوباره یاد میگیرد. داستانها از زندگی امروز سخن میگویند، اما گاهی برای نشاندادن لایههای پنهان آن، از منطق معمول جهان فاصله میگیرند؛ درختان باغی خرم با خاکستر مردهسوزیها، قطع میشوند و به کارگاه نجاری یک سازندهی ساز برده میشوند؛ صدای ساز این استاد را فقط کسانی میشنوند که گوششان در برابر صداهای این جهان بکر است و... نویسنده از دل این موقعیتها، حس بیقراری، ناکامی، میل به رهایی و وسوسهی تغییر سرنوشت را بیرون میکشد. فضای داستانها همزمان زمینی و لغزنده است؛ از شهر و روستا و کلانتری و بازار تا مرداب و کوه و جاده، همهچیز آشناست اما هر لحظه ممکن است به سمت امری غریب کشیده شود. با این حال نویسنده فقط بر شگفتی رخدادها تکیه نمیکند و نیروی اصلی داستانها برآمده از شخصیتها و کشمکشهای درونی آنهاست. «همهچیز هیچچیز» برای علاقمندان به داستانهای کوتاه فارسی گزینهای مناسب است.
درباره سعید ریاحی فر
سعید ریاحیفر داستاننویس ایرانی متولد سال 1362 میباشد.