رویای طلایی دههی نود میلادی مبنی بر اینکه وابستگی متقابل اقتصادی میتواند مانعی همیشگی در برابر جنگها باشد، با چالشهای بزرگی روبهرو شده است و کتاب «خداحافظ جهانی شدن» نوشتهی الیزابت براو به کالبدشکافی دقیق همین فروپاشی میپردازد. این اثر تحلیلی در حوزهی اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک، خط بطلانی بر تز معروف دوران پس از جنگ سرد میکشد؛ تزی که باور داشت جابه جایی آزادانهی کالا و سرمایه، تضمینکنندهی صلح پایدار میان ملتها است. الیزابت براو به عنوان پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک، با تکیه بر مصاحبههای متعدد با کارشناسان، سیاستمداران و مدیران ارشد شرکتهای چندملیتی، فرضیهی همگرایی جهانی را به چالش میکشد. او نشان میدهد که چگونه ساختار تجارت بیمرز که روزگاری قرار بود جهان را یکپارچه کند، اکنون جای خود را به مرزبندیهای نوین و بازگشت جهان دوپاره داده است. بررسی فصول مختلف اثر آشکار میکند که چگونه قدرتهای نوظهور و اقتدارگرا، از مزایای ساختار بازارهای آزاد جهانی به عنوان سلاح استفاده کردهاند. نویسنده با ریشهیابی پروندههای حساسی مانند خط لولهی نورد استریم، توسعهی نفوذ شرکت فناوری هواوی چین و تحریمهای تجاری پکن علیه استرالیا و لیتوانی، پدیدهی سلاحسازی از اقتصاد را تبیین میکند. او استدلال میکند که چین و روسیه بدون پذیرش ارزشهای دموکراتیک، از زنجیرههای تأمین غربی و انتقال مالکیت معنوی برای تقویت راهبردی خود بهره جستند. از سوی دیگر این جریان یکپارچگی اقتصادی در درون مرزهای کشورهای غربی نیز آسیبهای جدی به بار آورد؛ پدیدهای که با تمرکززدایی از مشاغل صنعتی، طبقهی کارگر این جوامع را منزوی کرد و بستر مناسبی برای ظهور پوپولیسم، برگزیت در بریتانیا و سیاستهای انزواطلبانه در آمریکا فراهم ساخت. این تعارضات درونی و بیرونی دست به دست هم دادند تا آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی جهان بیش از هر زمان دیگری در دوران معاصر نمایان شود. در تحلیل افقهای پیش رو، متن کتاب تصویری از جغرافیای جدید زنجیرهی تأمین و جابهجایی بلوکهای قدرت ترسیم میکند که در ادبیات مدرن روابط بینالملل با اصطلاحاتی نظیر فرندشورینگ یا همان انتقال تولید به کشورهای همپیمان شناخته میشود. در این فضای نوین ژئوپولیتیک، تصمیمگیریهای کلان اقتصادی ابرشرکتها دیگر صرفا بر پایهی یافتن ارزانترین نیروی کار یا کاهش هزینههای لجستیکی استوار نیست، بلکه مولفهی امنیت ملی و اعتماد سیاسی به عنوان فاکتور اولویتدار مطرح میشود. جهان امروز در حال تجربهی روند معکوس جهانیسازی و تکهتکه شدن کالبد بازارهای یکپارچه است؛ جایی که کشورها به جای ادغام در یک دهکدهی جهانی، به دنبال بازسازی ظرفیتهای صنعتی داخلی، کنترل شدید بر فناوریهای استراتژیک و ایجاد ائتلافهای محدودتر اما امنتر هستند. کتاب «خداحافظ جهانی شدن» صرفا به عنوان یک راوی بیطرف، واقعیت عینی دگرگونی نظم لیبرال را روایت میکند و نشان میدهد که چطور ملاحظات امنیتی، تقدم خود را بر سودآوری محض اقتصادی بازپس گرفتهاند.