1. خانه
  2. /
  3. کتاب از یک ریشه ایم

کتاب از یک ریشه ایم

3.5 از 1 رأی

کتاب از یک ریشه ایم

Az Yek Risheem
ناموجود
525000
معرفی کتاب از یک ریشه ایم

کسی دست می کشید لای موهایش. حس خوبی داشت، درد سرش کامل افتاده بود. زمزمه کرد: نگار!

حرکت متوقف شد. خسته بود و خوابش عمیق می شد اما باز تخت تکان خورد.

- چیزی گفتی عزیزم؟

صدای ناآشنا... نه آنقدرها هم نا آشنا نبود. مغزش ذره ذره فعال می شد. دوباره حرکت دست را لای موهایش حس کرد. نگار هیچ وقت این قدر نزدیکش نمی شد. لای پلک هایش را باز کرد. اتاق تاریک روشن بود و جثه ی باریک و ظریف کسی را که کنارش دراز کشیده بود می دید. دست کشید روی صورتش و نیم خیز شد. زن بلافاصله پرسید:

-خوبی؟ بهتری؟

موهای فرفری و نرمش... این بار صورتش واضح تر بود. چشم های کشیده و لب های پرش فاصله ی زیادی با صورتش نداشت. محکم پلک زد و تکانی به سرش داد تا گیجی بپرد و پرسید:

- من کجام؟

درباره لادن صهبایی قدیمی
درباره لادن صهبایی قدیمی
متولد خرداد سال 65 هستم, مشهد , سومین و آخرین فرزند خانواده.
رشته ی ریاضی رو تو دبیرستان خوندم و کامپیوتر که رشته ی مورد علاقه ام بود تو دانشگاه ادامه دادم. سال دوم دانشگاه یعنی سال 84 ازدواج کردم (که بابتش تا عمر دارم از خداوند سپاسگزارم) و انشاا.. تا حدود یک ماه و نیم دیگه منتظر اومدن کوچولومون هستیم تا شیرینی و نمک زندگیمون یک جا تکمیل بشه . بعد از تموم کردن دانشگاه به عنوان تحلیلگر سیستم های نرم افزاری مشغول کار شدم که تکلیفش بعد از این مشخص نیست
نوشتن رو از بچگی دوست داشتم و همیشه داستان های نصفه نیمه ای می نوشتم, یه روزی رفتم سراغ همون داستان های نصفه و نیمه و وقتی رسیدم به صفحه ی آخر تک تکشون دلم می خواست که ادامه می داشت تا می فهمیدم آخرش چی می شه . این شد که دنیا را رها کن رو شروع کردم, به این نیت که تمومش کنم. اون زمان حدودا بیست سالم بود.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب از یک ریشه ایم" ثبت می‌کند