بالهی دستها مجموعهای است از یادداشتهای پراکندهی یک شیفتهی کتاب که بعد از مدتها پرسهزدن در دنیای کتابها و غرقشدن در کلمات قلم در دست گرفته و جسته و گریخته و گاه و بیگاه کلماتی را بر دل کاغذ جان بخشیده است. برخی از این یادداشتها در گذر زمان و جابهجاییهای مکرر ناپدید شدند و برخی دیگر که اکنون در این کتاب گرد آمدهاند، به لطف یکی از دوستان علیدوستی پیدا شدند و به اصرار او در اثر حاضر جای گرفتند. به قول حمید علیدوستی: «این نوشتهها و پراکندگی مطالبش محصول یک عاشق کتاب است که هنوز برای نوشتن راه طولانی در پیش دارد.»
حمید علیدوستی (زادهٔ ۲۱ اسفند ۱۳۳۴) بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل ایران است. وی در دو جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ بازیکن فیکس تیم ملی ایران بود و در این تورنمنتها برای تیم ملی ایران هشت بازی کرده و ۳ گل به ثمر رساند.
بحث بر سر دیدنیها و ندیدنیهاست. جایی که رویت شد و مشاهده، بیتفاوتی نگاه را نابینایی تفاوت میکند، و نقطهی کور پایان جمله، علامت سوالی نمیشود که ویرگول سکون و علامت تعجب را به نظاره مینشیند. و این ندیدنیهای علامتها و نشانههای دیدنی است که فهم آدرس جمله را به نقطه مقصد نشانه میروند و با «و»های واسطه و «یا»های تصمیم و تردید ندیدنی، نقطهی پایان را تعویقی دیدنی میکنند. بین من و تو، این مای دیدنیست که ترک خورده، و شکافش اوی سوم شخص ندیدنیست؛ تا مکان خودی باشد سرگردان و معلق بین آگاهی دیدنی من و ناآگاهی ندیدنی تو، بین همبسترشدن معلوم و مفهوم و بستریشدن محسوس. بین این و آن، «یا»ی تصمیم، مصمم تلاش و اراده؛ «یا»ی ناظر اکنون بر نوستالژی اشتباه و رستگاری گمان؛ بین ضمیر نزدیکی «این» و ضمیر انتظار «آن». بین تایید این و تاخیر آن. بین همین و همان.