در دهههای اخیر جامعهشناسی
از دو بیماری رنج میبرد. بت وارگی روششناختی، یعنی تنها پدیده هائی را موردمطالعه
قرار میدهد که تن به روشهای کمّی میدهند، و دومی تبلیغ ایدئولوژیکی، تکرار همان
سرودهای قدیمی (برخی اوقات با واژگانی غنیشده). این دو بیماری باعث تعمیق کسالت و
ملالت میشود. روشهای کمّی بهخودیخود مشکلی ندارند و میتوانند مفید باشند، ولی
به خاطر علاقه افرادی که بودجههای کلانی برای تحقیق پیمایشی صرف میکنند نتیجهاش
این میشود که روشهای پیچیدهای برای تبیین موضوعات بدیهی به کار گرفته میشوند. اما
در مورد سرودهای ایدئولوژیکی یعنی بیماری دوم، این موارد شاید سی سال پیش هیجانانگیز
بودند ولی امروزه باعث خمیازه کشیدن مردم میشوند. البته استثنائاتی وجود دارد. برخی
جامعهشناسان کارهای جالب و مهمی را تولید کردهاند. فکر کنم منصفانه است بگویم این
جامعهشناسان در اقلیت هستند.