قرار نبود پیتر برگر جامعهشناس شود. مهاجر جوان اتریشیتبار در نیویورک ساکن شده بود و در فکر کشیشی لوتری بود؛ فقط میخواست پیش از شروع تحصیل الهیات، چیزی دربارهی جامعهی آمریکا بداند، جامعهای که قرار بود روزی در آن کار کند. خودش و خانوادهاش پولی نداشتند و او باید تماموقت کار میکرد. به گفتهی خودش تنها موسسهای که میشد در آن شبانه درس خواند دانشکدهی جدید برای تحقیقات اجتماعی بود و او همانجا ثبتنام کرد که این انتخاب موقتی، مسیر بقیهی عمرش را تعیین کرد. «ماجراهای یک جامعهشناس اتفاقی» نوشتهی پیتر ال. برگر روایت همین مسیر است. برگر کمتر به جزئیات زندگی خصوصی میپردازد و بیشتر سراغ پرسشهایی میرود که کارش را شکل دادهاند و آدمها و موقعیتهایی که در این راه با آنها روبهرو شده است. بخش آغازین دربارهی دانشکدهی جدید است؛ مدرسهای با فضایی اروپایی در دل محلهی بوهم گرینیچویلیج. فصل اول با عنوان «بالزاک در خیابان دوازدهم» نشان میدهد این سالها چه چیزی برایش بهجا گذاشت: از آلبرت سالمون، نگاهی به جایگاه جامعهشناسی در تاریخ اندیشه؛ از آلفرد شوتس، فهم اینکه پدیدارشناسی چه چیزی به نظریهی اجتماعی میافزاید؛ و از کارل مایر، راه ورود به جامعهشناسی دین و آشنایی عمیق با ماکس وبر. فصلهای بعد به سالهای جمع دوستانهی استادان جوان میرسد، همان دورهای که «ساخت اجتماعی واقعیت» (با توماس لوکمان) و «سایبان مقدس» منتشر شدند. لطیفهها و حکایتهای کوتاه در سراسر روایت پراکندهاند و برگر از آنها برای روشنکردن ایدههای جدی استفاده میکند. بخش دیگر کتاب به سفرها و کارهای پژوهشی او پرداخته؛ برگر در مکزیک رویکردهای مختلف به فقر در جهان سوم را بررسی کرد و در شرق آسیا به توانایی سرمایهداری برای بهبود شرایط اجتماعی پی برد. او در گروهی بینالمللی دربارهی آیندهی جامعهی پساآپارتاید در آفریقای جنوبی شرکت داشت. بعدها مرکزی پژوهشی را در دانشگاه بوستون اداره کرد، جایی که او و همکارانش سالها روی جهانیشدن، سکولاریزاسیون در اروپا و رابطهی متقابل نسبیگرایی و بنیادگرایی کار کردند. این بخشها نشان میدهند که مسائل نظری او از دل مشاهدهی میدانی و دیدار با جوامع گوناگون بیرون آمدهاند. برگر نگران وضع رشتهی خویش است و از دو آسیب سخن میگوید: از یک سو سلطهی روش بر محتوا، یعنی بررسی فقط آنچه به روشهای کمّی تن میدهد؛ و از سوی دیگر تبدیلشدن جامعهشناسی به ابزار تبلیغ ایدئولوژیک. در برابر این دو، او جامعهشناسی را کنجکاوی پایانناپذیر نسبت به همهی جنبههای زندگی انسانی میداند و میخواهد زبانی روشن و خواندنی داشته باشد.
درباره پیتر برگر
پیتر لودویگ برگر (انگلیسی: Peter L. Berger؛ زادهٔ ۱۷ مارس ۱۹۲۹-درگذشت ۲۷ ژوئن ۲۰۱۷) جامعهشناس اتریشیالاصل آمریکایی که برای کارهای خود دربارهٔ جامعهشناسی شناخت، جامعهشناسی دین، مطالعات نوسازی، و کمکهای نظری به نظریه جامعهشناختی، شناخته شده است.