1. خانه
  2. /
  3. کتاب ارباب و فرستاده‌اش

کتاب ارباب و فرستاده‌اش

4.5 از 2 رأی

کتاب ارباب و فرستاده‌اش

مغز دوپاره و شکل‌گیری جهان غرب
The master and his emissary
٪15
1850000
1572500
معرفی کتاب ارباب و فرستاده‌اش
«ارباب و فرستاده‌اش» نوشته ایان مک‌گیلکریست، کتابی میان‌رشته‌ای در حوزه عصب‌روان‌شناسی، فلسفه و تاریخ فرهنگی است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. نویسنده، که هم در پزشکی و روان‌پزشکی و هم در ادبیات و فلسفه سابقه دارد، می‌کوشد تفاوت دو نیمکره مغز را از برداشت‌های ساده‌انگارانه رایج جدا کند. برخلاف این تصور که نیمکره چپ فقط منطقی و نیمکره راست صرفا عاطفی یا خلاق است، مک‌گیلکریست استدلال می‌کند هر دو نیمکره تقریبا در تمام فعالیت‌های انسانی مشارکت دارند؛ تفاوت اصلی آن‌ها نه در نوع کار، بلکه در شیوه توجه و ارتباطشان با جهان است. عنوان کتاب از حکایتی استعاری گرفته شده است. اربابی خردمند برای اداره قلمرو خود، فرستاده‌ای توانا برمی‌گزیند. فرستاده در انجام امور جزئی و عملی مهارت دارد، اما به‌تدریج تصور می‌کند شناخت محدودش از قلمرو کامل است. او علیه ارباب طغیان می‌کند و با کنارزدن بینش گسترده او، سرانجام تمام قلمرو را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. در این استعاره، نیمکره راست نقش ارباب و نیمکره چپ جایگاه فرستاده را دارد؛ نه به این معنا که یکی خوب و دیگری بد است، بلکه چون شناخت تحلیلی باید در خدمت درکی وسیع‌تر از واقعیت قرار گیرد. بخش نخست کتاب به شواهد عصب‌شناختی و بالینی اختصاص دارد. از دید مک‌گیلکریست، نیمکره راست توجهی گسترده، انعطاف‌پذیر و پذیرنده دارد. این نیمکره پدیده‌ها را در بستر روابطشان درک می‌کند و با چهره‌ها، موسیقی، استعاره، همدلی، امر تازه و ابهام ارتباط بیشتری دارد. جهان در این شیوه ادراک، زنده، متغیر و سرشار از معناست. در مقابل، نیمکره چپ توجه را محدود می‌کند تا اشیا را دسته‌بندی، نام‌گذاری و برای هدفی مشخص به کار گیرد. این نیمکره در تحلیل، انتزاع، منطق خطی و ساختن مدل‌های قابل‌کنترل توانمند است، اما ممکن است نقشه ذهنی خود را با واقعیت اشتباه بگیرد. مک‌گیلکریست تأکید می‌کند که زندگی سالم به همکاری هر دو شیوه نیاز دارد. نیمکره راست ابتدا کلیت زنده یک موقعیت را دریافت می‌کند؛ نیمکره چپ آن را برای بررسی دقیق‌تر به اجزا تقسیم می‌کند؛ سپس نتیجه باید دوباره در تصویر کلی ادغام شود. مشکل زمانی پدید می‌آید که مرحله سوم حذف شود و تحلیل جزئی جای خود واقعیت را بگیرد. در این وضعیت، آنچه قابل اندازه‌گیری و کنترل است، واقعی‌تر از تجربه، رابطه و معنا پنداشته می‌شود. بخش دوم کتاب این الگو را به تاریخ فرهنگی غرب گسترش می‌دهد. نویسنده معتقد است در دوره‌هایی مانند یونان باستان و رنسانس، میان نگاه کل‌نگر و توانایی تحلیلی تعادل بیشتری وجود داشت. اما از عصر روشنگری، انقلاب صنعتی و رشد بوروکراسی به بعد، شیوه توجه نیمکره چپ نفوذ فزاینده‌ای یافته است. نتیجه، فرهنگی متمرکز بر کمیت، داده، فناوری، بهره‌وری و کنترل است که گاه انسان، طبیعت و هنر را به منابع یا اشیای قابل‌مصرف تقلیل می‌دهد. ازخودبیگانگی، بحران معنا و تخریب محیط زیست نیز در این چارچوب نشانه‌های همین عدم تعادل‌اند. نقطه قوت «ارباب و فرستاده‌اش» ترکیب جسورانه پژوهش‌های مغزی با فلسفه، ادبیات، هنر و تاریخ است. کتاب زاویه دید تازه‌ای برای بررسی آموزش، پزشکی، مدیریت و زندگی روزمره فراهم می‌کند و پشتوانه گسترده‌ای از مطالعات بالینی دارد. بااین‌حال، حجم و تراکم مطالب خواندن آن را دشوار می‌سازد. همچنین، تعمیم تفاوت‌های عصبی به کل تاریخ غرب محل مناقشه است و ممکن است پیچیدگی تحولات اجتماعی را بیش از حد ساده کند. در نهایت، کتاب دعوتی به حذف عقل تحلیلی نیست، بلکه هشداری درباره فرمانروایی آن است. نیمکره چپ برای علم، زبان و سازمان‌دهی ضروری است، اما نمی‌تواند به‌تنهایی هدف زندگی را تعیین کند. نتیجه انسانی اثر این است که باید دوباره میان دقت و معنا، کنترل و پذیرش، جزء و کل تعادل برقرار کنیم؛ فرستاده باید توانایی‌هایش را حفظ کند، اما بار دیگر صدای ارباب را بشنود.
درباره ایین مک گیلکریست
درباره ایین مک گیلکریست

ایین مک گیلکریست روانپزشک، فیلسوف و دانشمند علوم اعصاب بریتانیایی است که در سال ۲۰۰۹ کتاب «استاد و فرستاده‌اش: مغز تقسیم‌شده و ساخت جهان غرب» را نوشت.

نظر کاربران در مورد "کتاب ارباب و فرستاده‌اش"
3 نظر تا این لحظه ثبت شده است

یک طوفان فکری تمام‌عیار است. این کتاب به راحتی باورهای دیرینه‌ات را به چالش می‌کشد و نقشه‌ی جدیدی از جهان و مغزت جلویت می‌گذارد. بله، کتاب حجیم و دشوار است، اما پاداش خواندنش، درک عمیق‌تری از این است که چرا تمدن ما همزمان در اوج پیشرفت و در آستانه‌ی سقوط است. مک‌گیلکریست نه یک نظریه، که یک دعوتنامه برای بازپس‌گیری «جهان زنده» از چنگ «جهان مرده‌ای» که خود ساخته‌ایم، تقدیمت می‌کند.

1405/03/06 | توسطمجتبی یاسبلاغی
1
| |

خواندن این کتاب مثل این است که یک جراح مغز و یک شاعر بزرگ را در یک اتاق بنشانی و ببینی چطور جهان را برایت تفسیر می‌کنند. مک‌گیلکریست کاری کرده که من دیگر نمی‌توانم به فکر کردن، کار کردن، یا حتی نگاه کردن به یک تابلو نقاشی به همان شیوه‌ی سابق نگاه کنم. این کتاب یک تجربه است، نه فقط یک مطالعه. اگر احساس می‌کنی در زندگی مدرن چیزی گم شده، این کتاب یک مسیر تازه به تو نشان می‌دهد.

1405/03/06 | توسطمجتبی یاسبلاغی
1
| |

«ارباب و فرستاده‌اش» یک شاهکار میان‌رشته‌ای است. آیان مک‌گیلکریست با تلفیقی شگفت‌انگیز از علوم اعصاب، فلسفه، تاریخ هنر و ادبیات، روایتی تازه از کل تمدن غرب به دست می‌دهد. این کتاب با کنار زدن کلیشه‌های رایج درباره «مغز چپ و راست»، بنیانی محکم برای درک بحران معنا، فردیت و پوچی در جهان مدرن ارائه می‌کند و به جرأت می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین آثار فکری چند دهه‌ی اخیر نامید.

1405/03/06 | توسطمجتبی یاسبلاغی
1
| |