هرگاه مفهومی در برابر شفافیت مقاومت میکند و با سماجت از فهمیده شدن طفره میرود، بازآفرینی آن ضرورت مییابد. اراده از همین دست مفاهیم است. وقتی به فرزندانمان توصیه میکنیم ارادهای قوی داشته باشند یا دوستمان را به ضعف اراده متهم میکنیم، لازم است معلوم کنیم سخن دقیقا بر سر چیست. نویسندگان این کتاب میکوشند فهمی روشن از اراده به دست دهند و، در دورانی که میتوان آن را «عصر لذتگرایی» نامید، این مفهوم را سازگار با اولویتهای افراد تعریف کنند.
شناخت اراده و تقویت آن جدیت و تمرکز لازم برای رسیدن به اهداف را ایجاد میکند، اما برای رسیدن به مقصد کافی نیست. برای دستیابی به اهداف، افزون بر شناخت، به ابزارها یا مهارتهایی نیاز داریم که ما را در سطح عمل و رفتار همراهی کنند. راهکارها و مهارتهایی همچون «عادتهای سازنده»، «خویشتنداری»، «تلاشگری»، و «تابآوری» در این مسیر به کمکمان میآید. در این کتاب، مهارتهای یادشده و سازوکار عادتها با رویکردی معطوف به توانمندسازی افراد بررسی میشود.