گاهی ذهن ما در برابر حقیقت، مثل سربازی عمل میکند که تنها مأموریتش دفاع است؛ دفاع از باورها، از تصویر ذهنی خود، از نظامی که سالها در آن احساس امنیت میکردهایم. در چنین لحظههایی، ما دیگر نمیاندیشیم تا بفهمیم؛ میاندیشیم تا درست به نظر برسیم. و درست در همینجا، تفکر از ابزار شناخت به ابزار بقا تبدیل میشود.
اما آنسوی این میدان جایی دور از دود جدالها و هیاهوی دفاعها نوعی ذهن دیگر وجود دارد: ذهن پیشاهنگ. ذهنی که نه برای جنگیدن ساخته شده، بلکه برای دیدن، درک کردن و گزارش دادن حقیقت آنچنان که هست. پیشاهنگ از اشتباه نمیترسد؛ چون میداند خطا دشمن او نیست، نشانه مسیر اوست. او میداند واقعیت، حتی اگر تلخ باشد، همیشه راهی روشنتر از توهم پیروزی میگشاید.
کتابی که پیش روی شماست، سفری است از تفکر سربازی ذهن بستهی دفاعی به سمت تفکر پیشاهنگی ذهن باز جستوجوگر. در این مسیر، شما یاد میگیرید چگونه از درون خود فاصله بگیرید تا افکارتان را ببینید، نه آنکه در آنها غرق شوید. یاد میگیرید چطور در گفتوگوها بهجای ایستادن بر موضع، بهسوی فهمیدن حرکت کنید؛ چطور دادهها را بیطرفانه بسنجید؛ و مهمتر از همه، چطور اشتباه کردن را جزئی از فرآیند دانستن بدانید، نه تهدیدی علیه ارزش خودتان.
منیر کلانتر قریشی نویسنده ایرانی متولد سال 1358 میباشد.