بعضی تجربهها در زندگی هستند که کسی برایشان آمادهمان نمیکند. کسی دقیق توضیح نمیدهد وقتی چیزی یا کسی از زندگیمان میرود، دقیقا چه اتفاقی درون ما میافتد. سوگ، فقدان و نبودنها معمولا بیسروصدا وارد میشوند، اما اثرشان میتواند عمیق، گیجکننده و گاهی ترسناک باشد.
شاید تجربه کرده باشید که بعد از یک فقدان، احساساتی سراغتان آمده که انتظارش را نداشتید؛ غم، خشم، بیحسی، دلتنگی، یا حتی لحظههایی از آرامش و بعد دوباره فرو ریختن. شاید از خودتان پرسیده باشید: «چرا هنوز اینقدر درد میکشد؟» «چرا من مثل بقیه نیستم؟» «نکند مشکلی در من وجود دارد؟» این کتاب برای پاسخ دادن به همین سوالها نوشته شده است.در این صفحات قرار نیست به شما گفته شود چه احساسی باید داشته باشید یا چقدر طول میکشد تا «حالتان خوب شود». هدف این کتاب این است که کمک کند بفهمید چه میگذرد و یاد بگیرید با آنچه میگذرد، چه کار میشود کرد.
دو فصل اول کتاب به شناخت اختصاص دارد: شناخت فقدان، سوگ، و واکنشهای طبیعی مغز و بدن. در این بخشها قرار است بفهمیم که بسیاری از واکنشها، نشانه ضعف یا خراب شدن نیستند بلکه پاسخهای انسانی به درد عاطفیاند. از فصل سوم به بعد، کتاب وارد بخش مهارتی میشود. در این فصول با تکنیکهای ساده و قابل اجرا آشنا میشوید؛ مهارتهایی برای ماندن با احساسات سخت بدون از هم پاشیدن، برای کمتر فرار کردن و بیشتر مراقبت کردن، برای تنها نماندن در درد و برای ادامه دادن زندگی، بدون انکار آنچه از دست رفته است.
این کتاب وعده نمیدهد که درد را از بین ببرد اما تلاش میکند به شما نشان دهد که میشود با درد زندگی کرد، بدون اینکه زندگی متوقف شود. میشود از نبودنها چیزهایی یاد گرفت؛ نه به اجبار، نه با عجله، بلکه آرام و انسانی. اگر این کتاب را در زمانی میخوانید که حالتان خوب نیست، بدانید همین که خواندن را شروع کردهاید، یعنی بخشی از شما هنوز به زندگی متصل است و همین نقطه شروع یاد گرفتن است.
منیر کلانتر قریشی نویسنده ایرانی متولد سال 1358 میباشد.