گاهی در زندگی رویدادی چنان شدید، ناگهانی یا ناتوانکننده رخ میدهد که توان معمول ذهن برای هضم آن کافی نیست. در ظاهر شاید همه چیز تمام شده باشد، اما در درون بدن و ذهن شما روایتی ناتمام باقی میماند؛ روایتی که بارها و بارها، بدون اجازه شما، به سطح میآید. این وضعیت همان چیزی است که به آن PTSD گفته میشود؛ حالتی که در آن روان و بدن هنوز باور نکردهاند که تهدید گذشته اکنون دیگر وجود ندارد.
برای آنکه درک ملموستری داشته باشیم، تصور کنید چند ماه بعد از تصادفی شدید، هنگام عبور از خیابان ناگهان ضربان قلبتان تند میشود، دستهایتان سرد میگردد و فضای اطرافتان برای لحظهای تار میشود. شما میدانید که اکنون خطری در کار نیست، اما بدن شما باور دیگری دارد. فرض کنید کسی که سالها در محیطی پر تنش و تحقیر زندگی کرده، امروز با کوچکترین تغییر لحن دیگران به سرعت مضطرب میشود، انگار قرار است اتفاقی بد در چند ثانیه آینده رخ دهد. در هر دو مثال، چیزی که فعال میشود حافظه معمول نیست، بلکه حافظه بقاست؛ حافظهای که نمیپرسد: «آیا تهدید واقعی است؟» بلکه تنها میگوید: «احتمالا خطر در راه است، آماده باشید».
PTSD بیماری ضعف یا نشانه کمطاقتی نیست. درست برعکس، نتیجه واکنش طبیعی مغز انسان برای بقاست. مغز شما در لحظه رویداد سخت تلاش کرده شما را نجات دهد؛ فقط مشکل اینجاست که این تلاش در همان حالت گیر کرده است. بخشی از مغز هنوز فکر میکند شما در همان لحظه خطر هستید، حتی اگر اکنون در اتاقی امن نشسته باشید. به همین دلیل است که گاهی تجربههای گذشته در قالب تصویر، صدا، حس بدنی یا تکانه احساسی به اکنون نفوذ میکند.
اگر بخواهیم مثال سادهتری بزنیم، PTSD شبیه آلارمی است که در یک شب طوفانی فعال شده و بعد از رفتن طوفان همچنان روشن مانده است. نه به این دلیل که شما اشتباه میکنید، بلکه چون سیستم هشدار هنوز متوجه نشده که خطر تمام شده است.
این کتاب برای همین لحظات نوشته شده است؛ برای روزهایی که ذهن و بدن شما مدام در حالت آمادهباشاند و هنوز باور ندارند که اکنون در امنیت هستید. هدف ما این نیست که شما گذشته را فراموش کنید، بلکه کمک کنیم تا آن را در جای درست ذهن قرار دهید، به گونهای که دیگر بر زمان حالتان سایه نیندازد. ما میخواهیم ابزارهایی در اختیارتان بگذاریم تا بتوانید آرامآرام به خودتان، بدنتان و لحظه حال اعتماد کنید.
در مسیر این کتاب یاد میگیرید که چگونه محرکهای فعالکننده را بشناسید، چگونه واکنشهای ناگهانی بدنی را آرام کنید، چگونه مرزهای ایمن با دیگران بسازید و چگونه بین لحظه حال و خاطره گذشته تمایز بگذارید. مثالها و تمرینهایی که در طول فصلها میبینید دقیقا برای شما طراحی شدهاند؛ برای اینکه بدانید تنها نیستید و برای اینکه دریابید بدن و ذهن شما قابلیت بازسازی و ترمیم دارند، حتی اگر اکنون خلافش به نظر برسد.
این مقدمه، دعوتی است به یک مسیر آرام، پیوسته و انسانی؛ مسیری که به شما کمک میکند دوباره لنگرهای امنیت را در زندگی روزمره پیدا کنید و به جای واکنشهای ناگهانی، با تنفس بیشتری قدم بردارید.
منیر کلانتر قریشی نویسنده ایرانی متولد سال 1358 میباشد.