«گفتوگو؛ آیین حقجویی: درآمدی بومی به گفتوگوشناسی» نوشته یاسر میردامادی از مسئلهای بسیار روزمره آغاز میشود که بهسرعت ابعادی فلسفی و اجتماعی پیدا میکند: چرا اینهمه حرف میزنیم، اما کمتر گفتوگو میکنیم؟ شبکههای اجتماعی امکان اظهار نظر را به شکل بیسابقهای گسترش دادهاند، ولی افزایش تعداد صداها الزاما به افزایش توان شنیدن، استدلال کردن یا تصحیح نظر خود نینجامیده است. میردامادی، پژوهشگر فلسفه و مطالعات اسلامی، کتاب را با مشاهده همین وضعیت نوشته و خود تصریح کرده است که فضای فارسی شبکههای اجتماعی، از توییتر و تلگرام تا اینستاگرام و کلابهاوس، یکی از زمینههای اصلی شکلگیری پرسش او بوده است. کتاب در سال ۱۴۰۵ از سوی نشر کرگدن منتشر شده است. پرسش محوری کتاب تفاوت میان گفتوگو و جدل است. آیا وارد بحث میشویم تا چیزی را بهتر بفهمیم یا فقط میخواهیم نشان دهیم طرف مقابل اشتباه میکند؟ میردامادی از «حقجویی» بهعنوان جهت اخلاقی گفتوگوی انتقادی دفاع میکند. در چنین گفتوگویی، پیروزی بر دیگری معیار موفقیت نیست؛ طرفین باید دستکم در اصل امکان خطای خود را بپذیرند و آمادگی داشته باشند که اگر دلیل بهتری دیدند، نظرشان را اصلاح کنند. این شرط ساده به نظر میرسد، اما بخش بزرگی از جدلهای روزمره درست در همین نقطه شکست میخورند: هویت فرد چنان با موضعش گره میخورد که عقبنشینی از یک ادعا به شکست شخصی تعبیر میشود. کتاب البته فقط توصیهای اخلاقی درباره مودب بودن نیست. میردامادی میپرسد گفتوگوی انتقادی چه مراحلی دارد، طرفهای آن باید چه شرایطی داشته باشند، در چه موقعیتهایی گفتوگو روا یا نارواست و آیا سکوت گاهی از ادامه بحث عقلانیتر است. همین پرسش آخر اهمیت دارد، زیرا نویسنده از تقدیس ساده گفتوگو پرهیز میکند. گفتوگو وسیلهای برای نزدیک شدن به حقیقت و فهم متقابل است؛ اگر شرایطی وجود نداشته باشد که این هدف را ممکن کند، ادامه دادن بحث میتواند فقط به بازتولید خشونت کلامی یا نمایش برتری تبدیل شود. نشر کرگدن نیز این تمایز میان گفتوگوی انتقادی، جدل و سکوت را از پرسشهای اصلی کتاب معرفی کرده است. ویژگی متمایز اثر در عنوان فرعی آن است: «درآمدی بومی به گفتوگوشناسی». میردامادی معتقد است برای شکل دادن به فرهنگ گفتوگو در فارسی نباید فقط آثار جدید غربی درباره تفکر نقادانه و ارتباط را ترجمه کرد. سنت اسلامی نیز تاریخ مفصلی از «آداب بحث و مناظره» داشته است که میتوان بخشهایی از آن را برای مسئله امروز بازخوانی کرد. بخشی از کتاب از دورهای آموزشی در سال ۱۴۰۲ شکل گرفته و یکی از منابع محوری آن رساله «فی آداب البحث و المناظرهی» طاشکبریزاده، دانشمند عثمانی سده دهم هجری، است. از این منظر، «بومیسازی» برای میردامادی به معنای کنار گذاشتن نظریههای معاصر نیست؛ کوششی است برای وارد کردن میراث فکری اسلامی ایرانی به گفتوگویی با دانش جدید درباره استدلال و گفتوگو. این انتخاب کتاب را از بسیاری از آثار عمومی درباره مهارت ارتباطی جدا میکند. آداب مناظره در سنت اسلامی فقط مجموعه توصیههایی برای خوشرفتاری نبود؛ قواعدی درباره تعریف مسئله، ادعا، دلیل، اعتراض، پاسخ و حدود مناظره داشت. میردامادی میکوشد از دل این سنت چیزی برای عرصه عمومی امروز استخراج کند. پرسش او این است که اگر چنین میراثی در فرهنگ اسلامی وجود داشته، چرا گفتوگوی انتقادی در جامعه امروز ما تا این اندازه آسان به جدل تبدیل میشود؟ خود نویسنده پاسخ را به یک علت فرو نمیکاهد و از ضرورت بررسی عوامل روانشناختی و اجتماعی سخن میگوید. همین جا محدودیت پروژه نیز آشکار میشود. قواعد اخلاقی و منطقی گفتوگو ضروریاند، اما برای توضیح بحران گفتوگو کافی نیستند. شبکههای اجتماعی از طریق الگوریتم، پاداش توجه و سرعت واکنش، خود به قطبی شدن کمک میکنند؛ نابرابری قدرت، سانسور، بیاعتمادی سیاسی و ناامنی اجتماعی نیز تعیین میکنند چه کسی میتواند آزادانه سخن بگوید و چه کسی هزینه سنگینتری میپردازد. انتقال قواعد مناظره پیشامدرن به عرصه عمومی امروز نیز نیازمند بازسازی جدی است، زیرا شرایط گفتوگوی دو عالم در یک مجلس با بحث هزاران کاربر ناشناس در یک شبکه اجتماعی یکسان نیست. خود میردامادی کتاب را «سعی و خطایی درآمدگونه» معرفی میکند، و همین توصیف توقع درستتری از آن میسازد: آغاز یک حوزه پژوهشی، نه نظریه نهایی آن. امتیاز «گفتوگو؛ آیین حقجویی» در این است که اختلاف را مسئله نمیداند. انسانها قرار نیست با گفتوگو به یک نظر برسند و جامعه سالم نیز جامعه بیاختلاف نیست. مسئله شیوه حمل کردن اختلاف است. گفتوگو زمانی آغاز میشود که دیگری دیگر فقط مانعی در برابر عقیده ما نباشد، بلکه کسی باشد که ممکن است چیزی ببیند که از چشم ما پنها