در «بر فراز کشتزار»، رمان با مرگ شخصیت آغاز میشود. مهتاب دختر نوجوانی است که در بیمارستان روح از بدنش جدا می شود و وارد جهان برزخ میشود. در برزخ همه چیز برای او موقتی است. انگار او نمیباید قدم به آن جهان میگذاشت. دیگرانی که قبلتر از دنیا رفتهاند با دیدن رفتار عجیب مهتاب، در حیرتاند. تا آنکه مهتاب در جهان برزخ، همکلاسی دوستداشتنی خود ستاره را میبیند که قبلتر از دنیا رفته بود.
ستاره شاگرد درس خوان کلاس بوده و حالا در برزخ نیز در پی ادامه تحصیل و تکمیل آموختنیهای خود است. اما معلوم می شود در برزخ تحصیل به گونهای دیگر است. ستاره دست مهتاب را میگیرد و او را از گردنههای پرخطر برزخ عبور میدهد و مهتاب در این مسیر، به فهمی از دلیل آفرینش خود میرسد و اینکه بیهوده به دنیا نیامده بود و میبایست برای هدفی میزیست و اکنون برزخ آیینه تمام افکار و رفتارهای گذشته او در دنیا است و او باید به طریقی خطاها و نقائص گذشته در زندگی دنیا را برطرف کند.
ستاره برای مهتاب رازهای بسیار شگفت و زیبای برزخ را آشکار می کند و دوست خود را مبهوت تمام شگفتیهای جهان برزخ می کند. آن سان که مهتاب وقتی امکان بازگشت به دنیا و زندگی گذشته را مییابد، دیگر میلی به بازگشت ندارد و دل از برزخ نمیکند. اما تنها با یادآوری قلب مهربان پدر و مادرش که در بیمارستان، در انتظار بازگشت او هستند؛ مهتاب را راضی به برگشت می کند. با این تصمیم که از این فرصت به دست آمده، خطاهای گذشته زندگی در دنیا را جبران کند.
«بر فراز کشتزار»، بیانگر این مهم است که انسان بیهوده به دنیا نیامده است و خداوند آفریدگار برای هدفی او را آفریده است. جهان برزخ آیینه تمام نمای اعمال و رفتار آدمها در زندگی دنیایی گذشته است. این اثر با جا انداختن فلسفه زندگی و نماز (عبادت خدا) برای نوجوانان، روشنگر است و در مقابله کامل با تفکر پوچ انگاری دنیای مدرن کنونی است.