خطبه متقین امام علی (ع) یکی از مهمترین و متینترین خطبههای ایشان است که در آن، امام به توضیح صفات و ویژگیهای متقین و مومنان پرداخته و جایگاه انسان در هستی را در ارتباط با خداوند و خلقت بررسی میکند. این خطبه در کتابهای مختلفی مانند کافی، امالی، و تحف العقول آمده و در تفسیرهای گوناگون نیز نقل شده است. کتاب نقش انسان در هستی در حقیقت شرح این خطبه است و فلسفیان با شرح دقیق جملات و مفاهیم آن، به تبیین جایگاه انسان و هدف از خلقت او میپردازد.
یکی از نکات برجسته این خطبه، اشاره امام علی (ع) به آفرینش انسان و نیاز نداشتن خداوند به عبادت و فرمانبرداری مخلوقات است. امام علی (ع) در این خطبه میفرماید که خداوند انسانها را آفرید در حالی که از طاعت آنها بینیاز بود و معصیت آنها نیز هیچ ضرری به خداوند نمیزند. سپس به توضیح تقسیم روزیها و جایگاههای مختلف انسانی در این دنیا پرداخته و نقش انسان در تحقق اهداف آفرینش را برجسته میکند.
در این کتاب، فلسفیان به شرح و تفسیر مفاهیم فلسفی خطبه پرداخته و از دیدگاههای مختلفی مانند خلقت، سرنوشت، فطرت، و فلسفه زندگی انسان در این جهان به تحلیل آن میپردازد. او در این اثر، به تبیین دقیق معانی واژگان و جملات خطبه میپردازد و مفاهیم عمیق آن را برای خوانندگان روشن میسازد.
«سید عبدالمجید فلسفیان» در سال ۱۳۳۸ ش در شهر دهدشت به دنیا آمد.وی با شروع به تحصیل، در سالهای اخیر مطالعات خود را به قرآن و نهج البلاغه اختصاص داده و در زمینه نهج البلاغه دو کتاب «علی و پایان تاریخ» و «علی و جاری حکمت» را توسط انتشارات مسجد مقدس جمکران و انتشارات لیله القدر ناشر آثار استاد علی صفائی حائری، عرضه کرده است که کتاب اول عنوان فرعی آن امام زمان عجّلاللهفرجهالشریف در نهج البلاغه است و کتاب دوم شرح چهل حکمت از حکمتهای نهج البلاغه میباشد.
در زمینه قرآن، نوشتههایی همچون پیش زمینههای برداشت از قرآن تفسیر سوره روم، لقمان، قمر و یوسف به رشته تحریر در آورده که هیچ کدام به چاپ نرسیده است.
«أمّا بعْد فإنّ اللّه سبْحانه و تعالی خلق الْخلْق حین خلقهمْ غنیا عنْ طاعتهمْ آمنا منْ معْصیتهمْ لانّه لاتضرّه معْصیة منْ عصاه و لاتنْفعه طاعة منْ أطاعه فقسم بینهمْ معایشهمْ و وضعهمْ من الدّنْیا مواضعهم».اما بعد از حمد و ثنای الهی و درود بر محمد و آلش به راستی خدای بی پیرایه و بلند مرتبه موجودات را آفرید در حالی که در لحظه آفرینششان از فرمانبرداری آنها بی نیاز بود و از سرپیچی آنان در امان و غیر ترسان. زیرا نه سرپیچی سرکشان به او ضرر می زند و نه فرمانبری فرمانبران به او نفعی می رساند. سپس بین آنها آنچه مایه حیات و مورد نیازشان بود پخش کرد و هر کس را در جایگاهش نسبت به دنیا قرار داد. خلق: آفریدن و وجود دادن همراه تقدیر، به وجود اشیاء ماهیت .دادن که همان قدر و حد است؛ (و إنْ منْ شیء إلاّ عنْدنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معْلوم). و استعمال آن با «من» اشاره به منشأ آن دارد مثل (خلق الاْنْسان منْ نطْفة) و با لام، جهت و هدف خلفت را نشان میدهد؛ (إنّما خلقْت للاخرة لا للدّنْیا و للْفناء لا للْبقاء و للْموْت لا للْحیاة)و با «فی» حال مخلوق را نشان میدهد؛ (فی احسن التقویم). خلقت همان فطرت است.