1. خانه
  2. /
  3. کتاب مهمانی خانه شیخ محمد

کتاب مهمانی خانه شیخ محمد

جدید
4.4 از 2 رأی

کتاب مهمانی خانه شیخ محمد

Sheikh Mohammed's house party
انتشارات: دیار نامگ
٪15
500000
425000
معرفی کتاب مهمانی خانه شیخ محمد

این کتاب ما را به شهر دبی می برد؛ اما این بار پشت زرق و برق شهر مدرن، داستانی دیگر در جریان است. این روایت، فقط یک سفرنامه معمولی نیست. مهمان خانه شیخ محمد با همزمان شدن سفر با روزهای پرالتهاب جنگ دوازده روزه ۱۴۰۴، تجربه ای انسانی و ملموس از اضطراب، امید و مراقبت از عزیزان را پیش روی خواننده می گذارد. ارزاقی با قلم تیزبین و مستند، نشان می دهد وقتی مرزها بسته می شوند و پروازها ممنوع می شوند، حتی گشت و گذار در ساحل ها و مراکز خرید هم نمی تواند دل نگرانی را خاموش کند.

درباره کیوان ارزاقی
درباره کیوان ارزاقی
کیوان ارزاقی متولد ١٣٥١ با کتاب سرزمین نوچ وارد عرصه نویسندگی شد و سپس رمان‏ های زندگی منفی یک، بی‏ نازنین و شورآب را نوشت. ارزاقی از اهمیت انتخاب اسم کتاب گفت و اینکه دوست دارد طیف وسیعی کتاب‏ هایش را بخوانند. او که در شورآب هم رگه ‏هایی از مهاجرت را آورده، معتقد است در ادبیات و سینما آن‏طور که باید به مهاجرت پرداخته نشده. او در این مصاحبه از علاقه‏ اش به ایران می ‏گوید امیدی که به فضای ادبیات دارد و انرژی‌ای که از آن می ‏گیرد هر چند بی‏انگیزگی این روزها باعث می‏ شود که آثار بعدی دیرتر اتفاق بیفتند.
نظر کاربران در مورد "کتاب مهمانی خانه شیخ محمد"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

«همیشه فکر می‌کردم سفر به دبی آن‌قدر برای ایرانی‌ها راحت و در دسترس است که نوشتن سفرنامه و تجربه گشت‌و‌گذار در این شهر و مراکز خرید، کافه‌ها و سواحلش چندان جذابیتی برای مخاطبان کتاب و دوستداران سفرنامه ندارد. اما در خرداد ۱۴۰۴ ناگهان صدای شیپور جنگ همچون خروس بی‌محل بلند شد. آسمان کشور به تسخیر جنگنده‌های مدرن و پهپادها درآمد، پرواز هواپیماها ممنوع و مرزها بسته شد و اقامت ده روزه ما به اجبار چهل روز طول کشید. آن‌وقت بود که با خودم فکر کردم حالا همان بزنگاهی است که نباید آن را از دست بدهم.» | بخشی از کتاب «مهمان خانه شیخ محمد» دومین سفرنامه‌ام است. کتابی که بیش از آن‌که روایت سفر باشد، قصه روزهایی است که جنگ، سفر، مرز، انتظار و وطن را برایم دوباره از نو معنا کرد. تمام تلاشم این بود که حس و حال یک ایرانیِ مانده پشت مرزهای بسته، با تمام نگرانی‌ها، دلتنگی‌ها و امیدهایش را صادقانه ثبت کنم. نه برای آن‌که خاطراتی شخصی روایت شود، که می‌خواستم بخشی از حافظه جمعی این روزها، برای سال‌های بعد باقی بماند. اگر کتاب بتواند بخشی از آن روزها را برای آیندگان ثبت کند و شما نیز هنگام خواندنش با آن هم‌قدم و هم‌سفر شوید، رسالتش را انجام داده است. امیدوارم «مهمان خانه شیخ محمد» را بخوانید و با آن همراه شوید.

1405/04/11 | توسطکیوان ارزاقی
0
| |