در برشی از کتاب نهجالبلاغه جوانان میخوانیم:
بنابراین من درباره قصاص ضاریم، به اطرافیانم این گونه گفتم: «ای فرزندان عبد المطلب نکند که پس از من دستتان آغشته به خون مسلمانان شود و دلیل این کارتان هم این باشد که بگویید: «امیر مومنان کشته شده است».
حواستان باشد که به جز قاتل من کس دیگری کشته نشود. (پس) خوب دقت کنید! اگر من به خاطر ضربه او کشته شدم، فقط یک ضربه به او بزنید و به دست و پا و بقیه اعضا کاری نداشته باشید؛ زیرا من از رسول خدا شنیدم که فرمود: دوری کنید از بریدن اعضای مرده! حتی اگر سگ دیوانه باشد». .
البته این اولین بار نبود که من تأکید بر رعایت عدالت در قصاص و مجازات میکردم؛ بلکه قبلا هم زمانی که یکی از خوارج در واکنش به جملاتی از من گفت: خداوند این کافر را بکشد؛ چقدر دانا و دین شناس است، بعضی از یارانم خواستند او را بکشند؛ اما من اجازه ندادم و گفتم:
آرام باشید! جواب توهین یا توهین است و یا بخشش! نه کشتن شخص توهین کننده).